پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۷۹

ای که اندر ملک گفتی می نهم قانون عدل

ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون عدل

این امیرانی که بیماران حرص اند و طمع

همچو صحت از مرض دورند از قانون عدل

دست چون شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم

بر سر میدان بیدادی بریزد خون عدل

زآن همی ترسم که ناگه سقف بر فرش اوفتد

خانهٔ دین را که بس باریک شد استون عدل

ظالمان سرگشته چون چرخند تا سرگین جور

گاو جهل این خران انداخت بر گردون عدل

چون هلال دولت این ظالمان شد بدر تام

هر شبی نقصان پذیرد ماه روزافزون عدل

دیگران در وی چو مجمر عود احسان سوختند

وین خسان را هیمه سرگین است در کانون عدل

آب عدل و دست احسان شوید از روی زمین

چرک ظلم این عوانان را بیک صابون عدل

گرچه عدل و دین نمی دانی ولی می دان که هست

راستی معنی دین و نیکویی مضمون عدل

اطلس دولت چو در پوشیدی احسان کن، بدوز

بهر عریانان ظلمت صدره یی زاکسون عدل

حاکمی عادل همی باید که دندان برکند

مار ظلم این عقارب را بیک افسون عدل

باد لطفش وانشاندی آتش این ظلم را

خاک را گر آب دادی ایزد از جیحون عدل

آمدی جمشید و مهدی تا شدی سرکوفته

مار ضحاکان ظلم از گرز افریدون عدل

تا امام خود نسازی شرع را در کار ملک

هرچه تو حاکم کنی چون ظلم باشد دون عدل

گر خوهی تا نظم گیرد کار ملک و دین ز تو

جهد کن تا جمله افعالت شود موزون عدل

تا مزاج مملکت صحت پذیرد بعد ازین

خلط ظلم از طبع بیرون کن بافتیمون عدل

ظلمت ظلمت‌گر از پشت زمین برخاستی

روی بنمودی بمردم چهرهٔ گلگون عدل

حرص زر گر کم بدی در تو عروس ملک را

گوش عقد در شدی از لؤلوی مکنون عدل

سیف فرغانی چو پیدا گشت بوم شوم ظلم

راست چون عنقا نهان شد طایر میمون عدل

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۱ایا دلت شده از کار جان به تن مشغول
  2. شمارهٔ ۸۲ای بلبل بوستان معقول
  3. شمارهٔ ۸۳ای خجل از رخ تو ماه تمام
  4. شمارهٔ ۸۴ - و کتب الیه ایضابجای سخن گر بتو جان فرستم
  5. شمارهٔ ۸۵ای شهنشه چون غلامانت به در باز آمدم
  6. شمارهٔ ۸۶عشق و دولت اگر بود با هم
  7. شمارهٔ ۸۷ - قال علی لسان الولی المشار الیه والقطب المدار علیهمن آن آیینهٔ معنی نمایم
  8. شمارهٔ ۸۸ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.