پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۷۸

ای ز روی تو گرفته چهرهٔ خوبی جمال

یافته از صورت تو بدر نیکویی کمال

رسم مه خود محو شد، خورشید همچون دایره

پیش روی خوب تو یک نقطه باشد همچو خال

در مقام جلوه اندر مرغزار حسن تو

هر تذروی صد دم طاوس دارد زیر بال

گر بکویت راه یابد مشک بیز آید صبا

ور ز زلفت بوی گیرد عنبر افشاند شمال

نزد باغ حسن او ای غنچه منما روی گل

پیش سلطان رخش ای لاله مگشا چتر آل

تا مثال روی تو پیدا شد اندر سر ماه

بی دل ای دلبر چو تمثالیم و بی جان چون خیال

بر امید قرب تو داریم تا صبح اجل

در شب هجر تو وقتی خوشتر از روز وصال

تا بر افروزد بوصفت شمع فکر اندر ضمیر

طبع وقادم کند هر دم چو آتش اشتعال

عشق ما را محو کرد و رسم او خود این بود

سوخت آن کوکب که با خورشید دارد اتصال

از فنای جان ندارد بیم عاشق در طریق

وز هلاک تن ندارد باک حیدر در قتال

هرکه عاشق گشت و کرد از بهر جانان چار چیز

محو رسم و رفع عادت ترک جان و بذل مال

جامع اسرار حق همچون کتاب الله شود

واهل رحمت در امور از روی او گیرند فال

گرچه نامت مرد باشد عاشقی دعوی مکن

کاندرین میدان چو تو مردی نباشد در رجال

نفس سرکش چون تواند ساخت با اندوه عشق

کی تواند خورد اگر با سک بود نان در جوال

غم خور و در هر نفس انعام بین از ذوالمنن

ره رو و در هر قدم اکرام بین از ذوالجلال

طعنه ای عالم مزن در باب درویشان ازآنک

حالشان فصلیست بیرون از کتاب قیل و قال

گر کمال خویش خواهی گام زن وز ره ممان

زآنکه چون در سیر باشد بدر خواهد شد هلال

تا تویی ای سیف فرغانی ازین پس در سخن

زین نمط مگذر که بعد از حق نباشد جز ضلال

در سماع از گفتهٔ تو شورها خواهند کرد

دم بدم ارباب وجد و هر نفس اصحاب حال

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۰زهی بر جمال تو افشانده جان گل
  2. شمارهٔ ۸۱ایا دلت شده از کار جان به تن مشغول
  3. شمارهٔ ۸۲ای بلبل بوستان معقول
  4. شمارهٔ ۸۳ای خجل از رخ تو ماه تمام
  5. شمارهٔ ۸۴ - و کتب الیه ایضابجای سخن گر بتو جان فرستم
  6. شمارهٔ ۸۵ای شهنشه چون غلامانت به در باز آمدم
  7. شمارهٔ ۸۶عشق و دولت اگر بود با هم
  8. شمارهٔ ۸۷ - قال علی لسان الولی المشار الیه والقطب المدار علیهمن آن آیینهٔ معنی نمایم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.