پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۵

ای شهنشه چون غلامانت به در باز آمدم

عیب مشمر کز درت من بی‌هنر باز آمدم

دی برفتم کز پی فردا مگر کاری کنم

چون گدا امروز ناگاهان به در باز آمدم

صولجان اِرجعی زد در قفای من چو گوی

رو نهادم سوی این میدان به سر باز آمدم

هرکجا رفتم غمت پیش از من آنجا رفته بود

گفتم از دست غمت اَین‌ المفر باز آمدم

گرد بازار جهان دکان به دکان همچو سیم

گشتم و آخر به معدن همچو زر باز آمدم

اندر آن جانب مرا گلزار نزهت خشک گشت

من به بوی اینچنین گل‌های تر باز آمدم

از جوار تو که خورشید از تو دارد نور روی

چون هلالی رفته بودم چون قمر باز آمدم

من ازین دریا که موجش گوهر افشاند چو ابر

چون بخاری رفته بودم چون مطر باز آمدم

بهر ادراک معانی در نگارستان دهر

یک‌به‌یک کردم تماشای صور باز آمدم

گنج حکمت بود در هر ذره زآن خورشیدوار

اندر آن ویرانه‌ها کردم نظر باز آمدم

بچهٔ عنقا بدم آنجا شکسته پر و بال

چون دگر بارم برآمد بال و پر باز آمدم

مدتی در دامگاه خاک بودم دانه چین

یاد{م} آمد لذت این آبخور باز آمدم

چون مگس آنجا بسی کردم دهان در تلخ و شور

خوشتر از شیرین ندیدم وز شکر باز آمدم

شکرستان ترا چون من مگس درخور بود

زین سویم راندی من از سوی دگر باز آمدم

همچو مُنج انگبین در کنج بودم منزوی

چون گلی دیدم برافراز شجر باز آمدم

نحل بی‌برگم مرا بوی بهار آمد ز تو

تا بسازم انگبین سوی زهر باز آمدم

در سفر با دیگران کردم زیان و نزد تو

در اقامت سود دیدم از سفر باز آمدم

روزگاری بر سر این کوه بودم ابروار

رفتم و بر بحر و بر کردم گذر باز آمدم

حامل دُر بود از مهر تو دل همچون صدف

قطره‌ای بودم که رفتم چون گهر باز آمدم

بهر یعقوبان نابینای هجران چون بشیر

سوی کنعان بردم از یوسف خبر باز آمدم

این که می‌گویم سراسر وصف حال کاملست

هرچه گفتم بهر خویش از خیر و شر باز آمدم

من چو مجنونان بسوی کوی لیلی می‌شدم

تا دوای خود کنم دیوانه‌تر باز آمدم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۷ - قال علی لسان الولی المشار الیه والقطب المدار علیهمن آن آیینهٔ معنی نمایم
  2. شمارهٔ ۸۸ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم
  3. شمارهٔ ۸۹ایا نگار صدف سینهٔ گهر دندان
  4. شمارهٔ ۹۰دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
  5. شمارهٔ ۹۱ - کتب الی الشیخ العارف سعدی الشیرازینمی‌دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن
  6. شمارهٔ ۹۲در شب زلف تو قمر دیدن
  7. شمارهٔ ۹۳روی تو عرض داد لشکر حسن
  8. شمارهٔ ۹۴زهی از نور روی تو چراغ آسمان روشن
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.