پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۸

ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم

بی کسان را کس تویی از ناکسان تا کی خوهیم

از امیران جود جوییم از عوانان مردمی

ما ز گربه موش و از سگ استخوان تا کی خوهیم

مرده حرصند ایشان، مردمی آب بقاست

ما دم آب بقا از مردگان تا کی خوهیم

با چنین ضعف یقین بر تو توکل چون کنیم

قوت حبل المتین از ریسمان تا کی خوهیم

آدمی آنست کو سگ را چو مردم نان دهد

ما بگوهر آدمی نان از سگان تا کی خوهیم

دیگران روزی ز حق دارند و از وی می خوهند

آنچه ما را درخورست از دیگران تا کی خوهیم

پادشاهان از در سلطان ما دارند ملک

ما چو مسکین در بدر از خلق نان تا کی خوهیم

مردمی از مردم آخرزمان جستن خطاست

قوت بازوی مردان از زنان تا کی خوهیم

از تن اهل کرم این گرد نان سر می برند

گِردران مردمی زین گردنان تا کی خوهیم

این نفس‌سردان دل درویش چون یخ بشکنند

ما فقاع جود ازین افسردگان تا کی خوهیم

ملک ابلیس است این ویرانهٔ پر دیو و دد

ما دراو انس دل و آرام جان تا کی خوهیم

اهل این دور آدمی را چون شیاطین ره زنند

ما نشان راه تو از ره زنان تا کی خوهیم

سیف فرغانی ز جور ظالمان سگ صفت

شد جهان پر رنج از راحت نشان تا کی خوهیم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹۰دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
  2. شمارهٔ ۹۱ - کتب الی الشیخ العارف سعدی الشیرازینمی‌دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن
  3. شمارهٔ ۹۲در شب زلف تو قمر دیدن
  4. شمارهٔ ۹۳روی تو عرض داد لشکر حسن
  5. شمارهٔ ۹۴زهی از نور روی تو چراغ آسمان روشن
  6. شمارهٔ ۹۵هان ای رفیق خفته دمی ترک خواب کن
  7. شمارهٔ ۹۶وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کن
  8. شمارهٔ ۹۷ایا سلطان ترا بنده ز سلطان بی‌نیازم کن
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.