پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۹۶

وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کن

دانی که وقت می گذرد عزم کار کن

اول چو چرخ گرد زمین و زمان برآی

وآنگه چو قطب گرد خود آخر مدار کن

گیتی شکارگاه سعادت نهاده اند

ای باز چشم دوخته، دولت شکار کن

عالم پر از گلست ز عکس جمال دوست

روی همه ببین {و} ورا اختیار کن

ای مفلس دریده گریبان ترا که گفت

دامن فرو گذار و تعلق بِخار کن

خرگه زدی برای اقامت دراو ولیک

جای تو نیست خیمه فروگیر و بار کن

از آب چشم خاک ره دوست ساز گل

هر رخنه یی که در دل تست استوار کن

روز وصال در همه ایام سایرست

آن روز را تو چون شب قدر انتظار کن

ای یار ناگزیر که جان چون تو دوست نیست

با دوستان خویش مرا نیز یار کن

هرچند عاشقان تو نایند در شمار

در دفتر حسابم ازیشان شمار کن

جام وصالت از همه عشاق باز ماند

یک جرعه زآن نصیب من خاکسار کن

خواهم که در ره تو شوم کشته چون حسین

با من کنون معامله حلاج وار کن

آن ساعتی که باز رهانی مرا ز من

از زلف خود رسن، ز قد خویش دار کن

گر چنگ من بدامن وصلت رسد شبی

دستم، چنانکه چشم امیدم، چهار کن

بسیار در منازل هجرت دویده ایم

وقتست، بر جنیبت وصلم سوار کن

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹۸دلا از آستین عشق دست کار بیرون کن
  2. شمارهٔ ۹۹ای جمالت آیتی از صنع رب العالمین
  3. شمارهٔ ۱۰۰ای ترا در کار دنیا بوده دست افزار دین
  4. شمارهٔ ۱۰۱چو بگذشت از غم دنیا بغفلت روزگار تو
  5. شمارهٔ ۱۰۲ایا سلطان لشکرکش به شاهی چون علم سرکش
  6. شمارهٔ ۱۰۳ایا دستور هامان وش که نمرودی شدی سرکش
  7. شمارهٔ ۱۰۴ایا مستوفی کافی که در دیوان سلطانان
  8. شمارهٔ ۱۰۵ایا قاضی حیلت گر، حرام آشام رشوت خور
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.