پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۵

ایا قاضی حیلت گر، حرام آشام رشوت خور

که بی دینی است دین تو و بی شرعی شعار تو

دل بیچاره یی راضی نباشد از قضای تو

زن همسایه یی آمن نبوده در جوار تو

ز بی دینی تو چون گبری و زند تو سجل تو

ز بی علمی تو چون گاوی و نطق تو خوار تو

چو باطل را دهی قوت ز بهر ضعف دین حق

تو دجالی درین ایام و جهل تو حمار تو

اگر خوی زمان گیری و گر ملک جهان گیری

مسیحی هم پدید آید کزو باشد دمار تو

ترا در سر کله‌داریست چون کافر از آن هرشب

ببندد عقد با فتنه سر دستار دار تو

چو زر قلب مردود است و تقویم کهن باطل

درین ملکی که ما داریم یرلیغ تتار تو

کنی دین دار را خواری و دنیادار را عزت

عزیز تست خوار ما عزیز ماست خوار تو

دل مشغولت از غفلت قبول موعظت نکند

تو این دانه کجا خواهی که کَه دارد غرار تو

ترا بینند در دوزخ بدندان سگان داده

زبان لغوگوی تو، دهان رشوه خوار تو

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ایا درویش رعناوش چو مطرب با سماعت خوش
  2. شمارهٔ ۱۰۸ - {و باز به سعدی فرستاده است}بسی نماند ز اشعار عاشقانهٔ تو
  3. شمارهٔ ۱۰۹ - وله قال فی مرثیه الشهید کریم الدین اسماعیل البکری نورالله حفرته (و مرقده)ای بوده همتم همه طول بقای تو
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - فی نعت النبی علیه السلامبسوی حضرت رسول الله
  5. شمارهٔ ۱۱۱ای که در حُسنِ عمل ز امسال بودی پار به
  6. شمارهٔ ۱۱۲ای هشت خُلد را به یکی نان فروخته
  7. شمارهٔ ۱۱۳منم یارا بدین سان اوفتاده
  8. شمارهٔ ۱۱۴زهی رخت بدلم رهنمای اندیشه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.