پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۴

ایا مستوفی کافی که در دیوان سلطانان

بحل و عقد در کارست بخت کامکار تو

گدایی تا بدان دستی که اندر آستین داری

عوانی تا بانگشتی که باشد در شمار تو

قلم چون زرده ماری شد بدست چون تو عقرب در

دواتت سلهٔ ماری کزو باشد دمار تو

خلایق از تو بگریزند همچون موش از گربه

چو در دیوان شه گردد سیه سر زرده مار تو

تو ای بیچاره آنگاهی بسختی در حساب افتی

کزین دفتر فرو شویند نقش چون نگار تو

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۶ایا بازاری مسکین نهاده در ترازو دین
  2. شمارهٔ ۱۰۷ایا درویش رعناوش چو مطرب با سماعت خوش
  3. شمارهٔ ۱۰۸ - {و باز به سعدی فرستاده است}بسی نماند ز اشعار عاشقانهٔ تو
  4. شمارهٔ ۱۰۹ - وله قال فی مرثیه الشهید کریم الدین اسماعیل البکری نورالله حفرته (و مرقده)ای بوده همتم همه طول بقای تو
  5. شمارهٔ ۱۱۰ - فی نعت النبی علیه السلامبسوی حضرت رسول الله
  6. شمارهٔ ۱۱۱ای که در حُسنِ عمل ز امسال بودی پار به
  7. شمارهٔ ۱۱۲ای هشت خُلد را به یکی نان فروخته
  8. شمارهٔ ۱۱۳منم یارا بدین سان اوفتاده
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.