پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۷

ایا درویش رعناوش چو مطرب با سماعت خوش

بنزد ره روان بازیست رقص خرس وار تو

چه گویی نی روش اینجا بخرقه است آب روی تو

چه گویی همچو گل تنها برنگست اعتبار تو

بهانه بر قدر چه‌نهی قدم در راه نه، گرچه

ز دست جبر در بندست پای اختیار تو

باسب همت عالی توانی ره بسر بردن

گر آید در رکاب جهد پای اقتدار تو

بدرویشی بکنجی در برو بنشین و پس بنگر

جهانداران غلام تو جهان ملک و عقار تو

ترا عاری بود زآن پس شراب از جام جم خوردن

چو شد در جشن درویشی ز خرسندی عقار تو

ز تلخی تُرُش رویان شد آخر کام شیرینت

چو شور آب قناعت شد شراب خوش گوار تو

ترا در گلستان جان هزارانند چون بلبل

وزین باب ار سخن گویی بود فصل بهار تو

سخن مانند بستانست و ذکر دوست در وی گل

چو بلبل صد نوا دارد دراین بستان هزار تو

تو چنگی در کنار دهر و صاحب دل کند حالت

چو زین سان در نوا آید بریشم وار تار تو

چو تیز آهنگ شد قولت، نباشد سیف فرغانی

غزل سازی درین پرده که باشد دستیار تو

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - وله قال فی مرثیه الشهید کریم الدین اسماعیل البکری نورالله حفرته (و مرقده)ای بوده همتم همه طول بقای تو
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - فی نعت النبی علیه السلامبسوی حضرت رسول الله
  3. شمارهٔ ۱۱۱ای که در حُسنِ عمل ز امسال بودی پار به
  4. شمارهٔ ۱۱۲ای هشت خُلد را به یکی نان فروخته
  5. شمارهٔ ۱۱۳منم یارا بدین سان اوفتاده
  6. شمارهٔ ۱۱۴زهی رخت بدلم رهنمای اندیشه
  7. شمارهٔ ۱۱۵عروس چمن راست زیور شکوفه
  8. شمارهٔ ۱۱۶ای ز عکس روی تو چون مه منور آینه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.