پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۶۵

ای پسر انده دنیا بدل شاد مگیر

بنده او شو و غم در دل آزاد مگیر

برو از شام سوی مکه ببین شهر ثمود

در بنا کردن خانه صفت عاد مگیر

ای تو از بهر بریشم زده در دنیا چنگ

گر نه ای نای برو از دم او باد مگیر

دادهٔ خویش چو می بازستاند ایام

دست بگشای و بده و آنچه بتو داد مگیر

برتر از صدرالوفی بدرم وقت کرم

منشین زیر کس و خانه آحاد مگیر

مال و جاه از پی آنست که خیری بکنی

چون بکعبه نخوهی شد شتر و زاد مگیر

زاد ره ساز و بدرویش بده فضلهٔ مال

حق مسکین برسان وآنکه ز تو زاد مگیر

هرگز اولاد {تو} بعد از تو غم تو نخورند

زر بشادی خور و در دل غم اولاد مگیر

مال شیرین و تویی خسرو و فرهاد فقیر

سوی شیرین ره آمد شد فرهاد مگیر

من چو استاد خرد می دهمت چندین پند

منع بی وجه مکن نکته بر استاد مگیر

سیف فرغانی در شعر اگرت گوید وعظ

وعظ او گوش کن و شعر ورا باد مگیر

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۶۷ای ز تو هم خرقه هم سجادهٔ تو بی نماز
  2. شمارهٔ ۶۸مرا بلطف خود الهام کرد داور نفس
  3. شمارهٔ ۶۹ای بدنیا مشتغل از کار دین غافل مباش
  4. شمارهٔ ۷۰نصیحت می‌کنم بشنو بر آن باش
  5. شمارهٔ ۷۱گر باد خاک کوی تو سوی چمن برد
  6. شمارهٔ ۷۲حبذا عرصهٔ ملکی که تویی سلطانش
  7. شمارهٔ ۷۳چو کرد نرگس مستش ز تیر مژگان تیغ
  8. شمارهٔ ۷۴الا ای زده چون من از عشق لاف
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.