پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۹ - کتب الی صدیق ارسل الیه کتابا و هوالشیخ نورالدین بن الشیخ محمود ادام الله برکتهما

با حسن چو لطف یار کردی

ای جان بنگر چه کار کردی

دل را بسخن گشاد دادی

دی را بنفس بهار کردی

با چاکر خرد خود بسی لطف

ای صدر بزرگوار کردی

چون شعر رهی نهان نماند

فضلی که تو آشکار کردی

از وصل بریده بود امیدم

بازم تو امیدوار کردی

از نامهٔ خود طویلهٔ دُر

در گردن روزگار کردی

چون دست عروس نامه یی را

از خامه پر از نگار کردی

زین نامه که دام مرغ روح است

چون من زغنی شکار کردی

از بهر جمال وصل خود باز

چشم املم چهار کردی

زین چند لقب که حد من نیست

بر مزبله دُر نثار کردی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۱ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری
  2. شمارهٔ ۱۲۲ای تن‌آرامی که خون جان به گردن می‌بری
  3. شمارهٔ ۱۲۳در باغ دهر چون گل گر سر به سر جمالی
  4. شمارهٔ ۱۲۴نام تو چون بر زبان آید همی
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - قطعهمال دنیا به آخرت نرود
  6. شمارهٔ ۱۲۶دلبرا تا تو یار خویشتنی
  7. شمارهٔ ۱۲۷ملک دنیا و مردمان در وی
  8. شمارهٔ ۱۲۸گر خوهی ای محتشم کز جمع درویشان شوی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.