پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۲۰

ای فرستاده به داعی استری

دلدلی دیگر بزیبی و فری

به ز شبدیزی بگامی و تگی

کم ز طاووسی ببالی و پری

نام او پیک صبا شاید که هست

گام او از کشوری تا کشوری

هر کجا یک جفته بر دیوار زد

در دم از دیوار بگشاید دری

سنگ زیر دست آهن سم او

هست چون در زیر سنگی ساغری

حمله‌ای زو و ز گوران گله‌ای

جفته‌ای زو و ز دشمن لشکری

قطع کن نان سپاهی چون تو را

هست در اصطبل ازین سان صفدری

گر بگویم در صفات او سخن

در عروسی می‌فزایم زیوری

من شتردل را که ترسانم ز گاو

استری باید به خاموشی خری

معنی این قطعه می‌دانی که چیست

این ز من بستان به من ده دیگری

بهتری دارم طمع از خدمتت

ز آنک در آخر بود زین بهتری

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۲ای تن‌آرامی که خون جان به گردن می‌بری
  2. شمارهٔ ۱۲۳در باغ دهر چون گل گر سر به سر جمالی
  3. شمارهٔ ۱۲۴نام تو چون بر زبان آید همی
  4. شمارهٔ ۱۲۵ - قطعهمال دنیا به آخرت نرود
  5. شمارهٔ ۱۲۶دلبرا تا تو یار خویشتنی
  6. شمارهٔ ۱۲۷ملک دنیا و مردمان در وی
  7. شمارهٔ ۱۲۸گر خوهی ای محتشم کز جمع درویشان شوی
  8. شمارهٔ ۱۲۹قرآن چه بود مخزن اسرار الهی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.