پرش به محتوای اصلی
رشحه

رشحه

۱۱۹۸ – ۱۲۳۱ ق · زادگاه: اصفهان · ۲۹ شعر

زندگی‌نامه‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص به «سحاب») نیز همگی شاعر بودند. مقام شعری بیگم از برادرش «سحاب» بلندتر بود. او از سادات بود و مدح بعضی از دختران و پسران فتحعلی شاه قاجار می‌گفت. محمودمیرزا در تذکره نقل مجلس می‌نویسد رشحه شاعری بسیار توانا بود و «با لاله خاتون و مهری هروی و مهستی گنجوی که مهتر و بهتر شعرای نسوان می‌باشند همسر و برابر است.» و به عقیده نگارنده 《خاتمه شعرای زنان ایران اوست و بعد از او تاکنون کسی که قابل مقایسه و موازنه با او باشد هنوز قدم در عرصه وجود نگذاشته است.》 دیوان شعر بیگم به گفته محمودمیرزا سه هزار بیت شعر داشت که از بهترین و بزرگترین دیوان‌های یک زن شاعر ایرانی بود ولی متاسفانه در دست نیست. در تذکره نقل مجلس صدبیت از شعرهای او و ضمیمه دیوان هاتف هفتاد و پنج بیت آمده است. تاریخ دقیق مرگ وی مشخص نیست ولی تا سال ۱۲۳۱ ق رشحه هنوز زنده بود. (منبع : ویکیپدیای فارسی ذیل رشحه) شعرهای کامل رشحه در این مجموعه اینها هستند: غزل - ماهم اگر به قهر شد از لطف بازگشت ... غزل - آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک ... غزل - جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم ... غزل - چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم ... رباعی - ای از لب تو به خون رخ لعل خضاب ...  

اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - از یک قصیده فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا
  2. شمارهٔ ۲ - مطلع یک غزل دردا که بود خاصیت این چشم ترم را
  3. شمارهٔ ۳ - مطلع یک غزل دامن قاتل به دست آمد دم بسمل مرا
  4. شمارهٔ ۴ - بخشی از قصیده شماره ۱ (فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا) هر کجا نام ز دانش همه افلاک حجاب
  5. شمارهٔ ۵ - رباعی ای از لب تو به خون رخ لعل خضاب
  6. شمارهٔ ۶ - مطلع یک غزل آن بت گل چهره یارب بسته از سنبل نقاب
  7. شمارهٔ ۷ - مطلع یک غزل ز دوری تو دو چشمم چو رود جیحون است
  8. شمارهٔ ۸ - غزل ماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشت
  9. شمارهٔ ۹ - مطلع یک غزل غم نه گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت
  10. شمارهٔ ۱۰ - مطلع یک غزل دل رفت و ز خون دیده ما را
  11. شمارهٔ ۱۱ - مطلع یک غزل جان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد
  12. شمارهٔ ۱۲ - از یک غزل می‌تپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز
  13. شمارهٔ ۱۳ - از یک غزل ز هر مژگان کند صد رخنه در دل
  14. شمارهٔ ۱۴ - از یک غزل به قید زلف تو آن دل که پای بند شود
  15. شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیده تو آن شهریاری که از آستینت
  16. شمارهٔ ۱۶ - در مدح ضیاء‌السلطنه ای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار
  17. شمارهٔ ۱۷ - مطلع یک غزل همی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان
  18. شمارهٔ ۱۸ - مطلع یک غزل فرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
  19. شمارهٔ ۱۹ - مطلع یک غزل شب و روز من آن داند که دیده است
  20. شمارهٔ ۲۰ - غزل آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک
  21. شمارهٔ ۲۱ - از یک غزل به یاد روی تو بر مه شبی نظر کردم
  22. شمارهٔ ۲۲ - از یک قصیده تاج دولت تا ز خاک درگهش بر سر زدم
  23. شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم
  24. شمارهٔ ۲۴ - از یک غزل نکشد دل به جز آن سرو قدم جای دگر
  25. شمارهٔ ۲۵ - غزل چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم
  26. شمارهٔ ۲۶ - نامشخص یکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمهٔ بلبل
  27. شمارهٔ ۲۷ - نامشخص باز دل برد از کفم زلف نگار تازه‌ای
  28. شمارهٔ ۲۸ - نامشخص جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی
  29. شمارهٔ ۲۹ - نامشخص پی وصل تو ما را زور و زر نیست

شاعران هم‌دوره

متن اشعار و زندگی‌نامه به نقل از گنجور.