پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم

جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم

که بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم

سزای آن که تو را برگزیدم از همه عالم

ملامت همه عالم ببین چگونه شنیدم

اگر چه سست بود عهد نیکوان اما

به سست عهدیت ای مه ندیدم و نشنیدم

دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستم

ز من بریدی و مهر از تو بی‌وفا نبریدم

زدی به تیغ جفایم فغان که نیست گناهی

جز این که بار جفایت به دوش خویش کشیدم

تهی نگشت ز زهر غم تو ساغر عیشم

از آن زمان که شراب محبت تو چشیدم

کنون ز ریزش ابر عطاش رشحه چه حاصل

چنین که برق غمش سوخت کشتزار امیدم

ز جام عشق چو بیخود شدم چه جای شرابم

ز مدح شاه چو سر خوش شدم چه جای نبیدم

ضیاء السلطنه خاتون روزگار که گوید

سپهر بر درش از بهر سجده باز خمیدم

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۲۵ - غزل چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم
  2. شمارهٔ ۲۶ - نامشخصیکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمهٔ بلبل
  3. شمارهٔ ۲۷ - نامشخصباز دل برد از کفم زلف نگار تازه‌ای
  4. شمارهٔ ۲۸ - نامشخصجدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی
  5. شمارهٔ ۲۹ - نامشخصپی وصل تو ما را زور و زر نیست
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.