پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۹ - مطلع یک غزل

غم نه گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت

غم از آن دارم که محروم از سر کوی تو رفت

گلشن خلدش شود گر جا، نیاساید دگر

رشحهٔ مسکین که محروم از سر کوی تو رفت

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۱۱ - مطلع یک غزلجان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد
  2. شمارهٔ ۱۲ - از یک غزلمی‌تپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز
  3. شمارهٔ ۱۳ - از یک غزلز هر مژگان کند صد رخنه در دل
  4. شمارهٔ ۱۴ - از یک غزلبه قید زلف تو آن دل که پای بند شود
  5. شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیدهتو آن شهریاری که از آستینت
  6. شمارهٔ ۱۶ - در مدح ضیاء‌السلطنهای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار
  7. شمارهٔ ۱۷ - مطلع یک غزلهمی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان
  8. شمارهٔ ۱۸ - مطلع یک غزلفرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.