پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۸ - غزل

ماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشت

شکر خدا که آه سحر چاره‌ساز گشت

در ملک عشق خواجگی و بندگی کدام‌؟

محمود بین چگونه غلام ایاز گشت

فرخنده هاتفی‌م به گوش این نوید گفت

دوشینه چون ز خواب غمم دیده بازگشت

کای رشحه شاد زی که ز یمن قدوم شاه

بر روی هر غمت در شادی فراز گشت

یعنی ضیا که قهر وی و لطف عام او

این جانگداز آمد و آن دلنواز گشت

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۱۰ - مطلع یک غزلدل رفت و ز خون دیده ما را
  2. شمارهٔ ۱۱ - مطلع یک غزلجان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد
  3. شمارهٔ ۱۲ - از یک غزلمی‌تپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز
  4. شمارهٔ ۱۳ - از یک غزلز هر مژگان کند صد رخنه در دل
  5. شمارهٔ ۱۴ - از یک غزلبه قید زلف تو آن دل که پای بند شود
  6. شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیدهتو آن شهریاری که از آستینت
  7. شمارهٔ ۱۶ - در مدح ضیاء‌السلطنهای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار
  8. شمارهٔ ۱۷ - مطلع یک غزلهمی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.