پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۱۳ - از یک غزل

ز هر مژگان کند صد رخنه در دل

که بگشاید به روی خود دری چند

چو من کی با تو باشد عشق اغیار

نیاید کار عیسی از خری چند

خراب از اوست شهر جهان و دل بین

مسخر کرده طفلی کشوری چند

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیدهتو آن شهریاری که از آستینت
  2. شمارهٔ ۱۶ - در مدح ضیاء‌السلطنهای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار
  3. شمارهٔ ۱۷ - مطلع یک غزلهمی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان
  4. شمارهٔ ۱۸ - مطلع یک غزلفرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
  5. شمارهٔ ۱۹ - مطلع یک غزلشب و روز من آن داند که دیده است
  6. شمارهٔ ۲۰ - غزلآمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک
  7. شمارهٔ ۲۱ - از یک غزلبه یاد روی تو بر مه شبی نظر کردم
  8. شمارهٔ ۲۲ - از یک قصیدهتاج دولت تا ز خاک درگهش بر سر زدم
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.