پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۲۰ - غزل

آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک

یک تیر شد خطا و شدم باعث هلاک

گر یار یاورم بوَد‌، از آسمان چه بیم‌؟

گر دوست مهربان بوَد از دشمنان چه باک‌؟

اشکم ز بیم هجر تو هر روز تا سمک

آهم ز دست خوی تو هر شام تا سماک

بازش مگر حیات دهد لطف شهریار

اکنون که گشت رشحه ز جور فلک هلاک

محمود پادشاه که در روزگار او

از نوک ناوکش شده خفتان چرخ چاک

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۲۲ - از یک قصیدهتاج دولت تا ز خاک درگهش بر سر زدم
  2. شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم
  3. شمارهٔ ۲۴ - از یک غزلنکشد دل به جز آن سرو قدم جای دگر
  4. شمارهٔ ۲۵ - غزل چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم
  5. شمارهٔ ۲۶ - نامشخصیکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمهٔ بلبل
  6. شمارهٔ ۲۷ - نامشخصباز دل برد از کفم زلف نگار تازه‌ای
  7. شمارهٔ ۲۸ - نامشخصجدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی
  8. شمارهٔ ۲۹ - نامشخصپی وصل تو ما را زور و زر نیست
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.