پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۱۶ - در مدح ضیاء‌السلطنه

ای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار

ای ضیاء دولت شاهی ز رویت آشکار

هر کجا شخصت سپهر اندر سپهر آمد حیا

هر کجا ذاتت جهان اندر جهان آمد وقار

پیش خرگاه جلالت خرگه افلاک پست

پیش خورشید جمالت چهرهٔ خورشید تار

خاک را از تکیه حلمش به تن باشد سکون

چرخ را از لطمهٔ عزمش به سر باشد دوار

آنکه از وی یافت کاخ کفر و ذلت انهدام

آنکه از وی گشت کار ملک و ملت استوار

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۱۸ - مطلع یک غزلفرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
  2. شمارهٔ ۱۹ - مطلع یک غزلشب و روز من آن داند که دیده است
  3. شمارهٔ ۲۰ - غزلآمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک
  4. شمارهٔ ۲۱ - از یک غزلبه یاد روی تو بر مه شبی نظر کردم
  5. شمارهٔ ۲۲ - از یک قصیدهتاج دولت تا ز خاک درگهش بر سر زدم
  6. شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم
  7. شمارهٔ ۲۴ - از یک غزلنکشد دل به جز آن سرو قدم جای دگر
  8. شمارهٔ ۲۵ - غزل چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.