پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۱۱ - مطلع یک غزل

جان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد

غمزه‌ات جان می‌رباید عشوه‌ات دل می‌برد

اضطرابم زیر تیغش نی ز بیم کشتن است

شوق تیغ اوست تاب از جان بسمل می‌برد

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۱۳ - از یک غزلز هر مژگان کند صد رخنه در دل
  2. شمارهٔ ۱۴ - از یک غزلبه قید زلف تو آن دل که پای بند شود
  3. شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیدهتو آن شهریاری که از آستینت
  4. شمارهٔ ۱۶ - در مدح ضیاء‌السلطنهای ضیاء السلطنه ای بانوی گیتی مدار
  5. شمارهٔ ۱۷ - مطلع یک غزلهمی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحان
  6. شمارهٔ ۱۸ - مطلع یک غزلفرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
  7. شمارهٔ ۱۹ - مطلع یک غزلشب و روز من آن داند که دیده است
  8. شمارهٔ ۲۰ - غزلآمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.