رشحه
شمارهٔ ۱۱ - مطلع یک غزل
جان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل میبرد
غمزهات جان میرباید عشوهات دل میبرد
اضطرابم زیر تیغش نی ز بیم کشتن است
شوق تیغ اوست تاب از جان بسمل میبرد
رشحه
جان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل میبرد
غمزهات جان میرباید عشوهات دل میبرد
اضطرابم زیر تیغش نی ز بیم کشتن است
شوق تیغ اوست تاب از جان بسمل میبرد
دربارهی رشحهبیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.