پرش به محتوای اصلی
رشحه رشحه

رشحه

شمارهٔ ۶ - مطلع یک غزل

آن بت گل چهره یارب بسته از سنبل نقاب

یا به افسون کرده پنهان در دل شب آفتاب

ادامه‌ی رشحه

  1. شمارهٔ ۸ - غزلماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشت
  2. شمارهٔ ۹ - مطلع یک غزلغم نه گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت
  3. شمارهٔ ۱۰ - مطلع یک غزلدل رفت و ز خون دیده ما را
  4. شمارهٔ ۱۱ - مطلع یک غزلجان و دل بیرون کس ازدست تو مشکل می‌برد
  5. شمارهٔ ۱۲ - از یک غزلمی‌تپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز
  6. شمارهٔ ۱۳ - از یک غزلز هر مژگان کند صد رخنه در دل
  7. شمارهٔ ۱۴ - از یک غزلبه قید زلف تو آن دل که پای بند شود
  8. شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیدهتو آن شهریاری که از آستینت
همه‌ی رشحه ←

رشحه درباره‌ی رشحه

بیگم (گمان می رود اسمی داشته از قبیل فاطمه و سکینه و بیگم دنبال آن بوده ولی در نسخه های موجود از قلم کاتب افتاده است.) دختر هاتف، متخلص به رَشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود. پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.