فهرست اشعار
- بخش ۶۱ - کشته شدن بال از دست رام و راضی شدن سگریو و انگد و رام ز غار آخر بر آمد بال دلتنگ
- بخش ۶۲ - در صفت فصل بهار برسات و فراق رام هوای عشق آمد فصل برسات
- بخش ۶۳ - در صفت ماهتابی شبی چون جِیب صبح، آبستن نور
- بخش ۶۴ - فرستادن رام لچمن را برای آوردن سگریو چو شاهنشاه چین از غایت کین
- بخش ۶۵ - آمدن سگریو با لشکر خویش و فرستادن کسان خود هرچهار طرف از برای خبر سیتا به جاسوسیِ حال آن پری زاد
- بخش ۶۶ - روان شدن هنونت با جمع میمونان و رفتن در غار و یافتن سوم برتهارا کهن تاریخدان عشق نامه
- بخش ۶۷ - ملاقات با سنپات کرگس و همراه دادن پسر خود را به سپارش رام قضا را کرگسی بود اندران کوه
- بخش ۶۸ - جمع آمدن میمونان که از دریاچۀ طور بگذرند چو مهر از قعر این دریای اندوه
- بخش ۶۹ - در صفت پیدایش هنونت شنو اح وال خود ز آغاز و انجام
- بخش ۷۰ - رخصت شدن هنونت از انگد که از دریا بجهد پی رخصت به پای انگد افتاد
- بخش ۷۱ - روان شدن هنونت برای خبر گرفتن سیتا چو ابروی هلال از وسمه گون طاق
- بخش ۷۲ - دیدن هنونت سیتا را و آمدن راون به دیدن سیتا و جاسوسی گرفتن هلال آسا صنم را دید از دور
- بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رام چو روشن گشت شب را جان تاریک
- بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتا هنون رخصت شد و کرده زمین بوس
- بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوان هنون چون رفت گام چند از پیش
- بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونت اجازت داد پور خرد خود را
- بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونت یک اسپه تاخت اندرجت به میدان
- بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بود کمندی داشت اندرجت عدو گیر
- بخش ۷۹ - دیدن راون لشکر رام را به بالای قصر و عتاب کردن وزیران خود را ز قصر خویش راون در نظاره
- بخش ۸۰ - نمودن راون طلسم رام را به سیتا جهت فریب دادن او و زاری کردن سیتا و دلاسا دادن ترجنا او را به افسون ساز دیوی داد پیغام
- بخش ۸۱ - فرستادن راون سک و سارن دیوان را به جاسوسی لشکر رام و حقیقت شنیدن لشکر رام را از آن جاسوس و قلعه بندی کردن راون چو راون، روز کاخ ماه برتافت
- بخش ۸۲ - جنگ خرسان با دیوان ز خرسان رای عفریتان تبه شد
- بخش ۸۳ - جنگ هنومان با پیلان درآن میدان هنومان دلاور
- بخش ۸۴ - جنگ رام و لچمن با دیوان هم ه روز از فروغ صبح تا شام
- بخش ۸۵ - جنگ کردن اندرجیت از رام و لچمن و بیهوش شدن رام و لچمن چو حال لشکر دیوان تبه دید
- بخش ۸۶ - دیدن سیتا رام را به میدان نظاره کرد ماه از بام افلاک
- بخش ۸۷ - تسلّی دادن ترجتا سیتا را چو سیتا بر هلاک خود برآشفت
- بخش ۸۸ - تسلّی دادن هنونت سپاه بیدل را چو رام از تیر جادو گشت مجروح
- بخش ۸۹ - هراسان نشدن ببیکن و رضای رخصت دادن سپاه را به رفتن ها خوش و ناخوش رضا داد
- بخش ۹۰ - خبردادن هنونت رام که سیتا را اندرجیت کشت و بیتاب شدن رام و دلاسا دادن ببیکن چو آن غم نامه بر عاشق فرو خواند
- بخش ۹۱ - جنگ شدن لچمن به اندرجیت و کشته شدن اندرجیت از دست لچمن به لچمن گفت با گردان لشکر
- بخش ۹۲ - بر آمدن راون به جنگ صف و خسته شدن لچمن به زخم تیر راون چو در لنکا ز مرگ او خبر شد
- بخش ۹۳ - جنگ رام با راون و بیهوش شدن راون به زخم تیر رام و گریزاندن بهلبان رت راون در قلعۀ لنکا برادر را به میدان چون زبون دید
- بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونت شنید این حرف هنونت نکونام
- بخش ۹۵ - بیدار کردن کنب کرن برادر خود را از خواب برای جنگ رام و بیدار شدن کنب کرن کمر بشکست راون را ز اندوه
- بخش ۹۶ - پند دادن کنب کرن راون را و اعراض شدن راون از او زمین بوسید و گقت ای شاه دیوان
- بخش ۹۷ - جنگ کردن کنب کرن با هنومان و خوردن چندین هزار میمونان را و جنگ کردن میمونان با کنب کرن چو عزم رزم گشته در دلش جزم
- بخش ۹۸ - خلاص کردن خود را شاه میمون از بند کنب کرن و کشته شدن کنب کرن به دست رام از زخم تیر به میدان بازگشته دیو خونخوار
- بخش ۹۹ - جنگ رام با راون و کشته شدن راون به دست رام به تیرهای هلاهل که سهیل داده بود سحر کز تیغ خورشید ظفر کوش
- بخش ۱۰۰ - آوردن دمودری زن راون سیتا را چو راون کشته گشت و فتح لنکا
- بخش ۱۰۱ - پادشاهی دادن رام ببیکن را و رفتن در شهر لنکا چنین گویند روز فتح لنکا
- بخش ۱۰۲ - آمدن اندر با دیوته های هر سه لوک به مبارکبادی رام چو رام از فتح لنکا دل بپرداخت
- بخش ۱۰۳ - در آتش انداختن رام سیتا را جهت امتحان پاکی او و سلامت بر آمدن او کشید از دل بس آهی آتش اندود
- بخش ۱۰۴ - نشستن رام بر تخت پرّان و رخصت شدن از دریا و رفتن در شهر اَود دلش عزم وطن کرد از سر و جان
- بخش ۱۰۵ - آمدن رام در شهر و دیدن برادران و شادی کردن رام و جلوس او بر تخت پدر خود جهان بشکفت از شادی چو گلبن
- بخش ۱۰۶ - بیان صحبت شدن رام با سیتا خوش آن هجران که از داغ جدایی
- بخش ۱۰۷ - حسد بردن خواهر رام بر سیتا و فریب دادن او سیتا را شنیدم کز حسد با آن گل اندام
- بخش ۱۰۸ - در وصف شب تیره و جاسوسی گرفتن رام از افواه مردم شهر در باب پاکی سیتا شبی تیره چو دود آه عشّاق
- بخش ۱۰۹ - رفتن لچمن در شهر بفرمودهٔ رام و دیدن او گازر را که با زن در جنگ بود و باز آمدن لچمن گفتن تمام ماجرا را قضا را گازری با عقل و فرهنگ
- بخش ۱۱۰ - اخراج کردن رام سیتا را و رها کردن لچمن او را در بیابان به سیتا گفت لچمن با دل تنگ
- بخش ۱۱۱ - حیران شدن سیتا در بیابان و سراسیمه شدن او و با گریه و زاری در آمدن به تنهایی بت خونبار بگریست
- بخش ۱۱۲ - زاییدن سیتا پسر در خانۀ بالمیک زاهد یکی زاهد در آنجا داشت ماوا
- بخش ۱۱۳ - پیدایش کش از کاه پشته به دعای عابد سحرگاهی خلاف عادت آن ماه
- بخش ۱۱۴ - منع کردن زاهد لو و کش را از ریاضت بسیار و دادن او کمانها به دست ایشان و دعا کردن او در حق ایشان که فرزندان ! شما شهزادگانید
- بخش ۱۱۵ - بیان فراق رام چو رام غافل از سیتا جدا ماند
- بخش ۱۱۶ - بنیاد کردن جگ و رها کردن رام اسب جگ اسمید را به اطراف عالم سحرگاه از شبستان همچو خورشید
- بخش ۱۱۷ - جنگ لچمن با لو و کش و خسته شدن لچمن به دست ایشان ز شوخیهای آن دو طفل بی باک
- بخش ۱۱۸ - جنگ رام با لو و کش و خسته شدن رام از دست ایشان ز جا شیری فلک فرسای جنبید
- بخش ۱۱۹ - آمدن رام پیش سیتا و در بستن سیتا بر رام و زاری شروع کردن رام صنم را آگهی داد او از آن پیش
- بخش ۱۲۰ - آشتی افکندن زاهد میان رام و سیتا دگر ره رام اندر زاری افتاد
متن اشعار به نقل از گنجور.