پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونت

شنید این حرف هنونت نکونام

ندیده انتظار رخصت رام

شباشب رفت سوی کوه موعود

که آرد نوشداروی گیا زود

ولی راون به دیوان داد فرمان

که در کوه آتش افروزند چندان

که نشناسد گیا ، میمون سرکش

غلط خوانَ د کتاب شمع ز آتش

وگر بشناسد آن جاسوس چالاک

شکار مدعا بندد به فتراک

چو باز آید سر راهش ببن دند

ز آگاهی به غفلت خوش بخند ند

بهر جا کو نفس ره مانده گیرد

به هر نوعی که خاطرها پذیرد

شما یکبارگی بر وی بتازید

به ضرب و زور کار او بسازید

ز فرمانش سپاه دیو زادان

شتابیدند هریک بد نهادان

دوان پیش از هنون کردن د گلزار

ز آتش لاله گون دامان کهسار

بدید آن کوه را هنونت مشتاق

چو آتشخانۀ دلهای عشاق

ز بس کاتش فروزان جابه جا دید

ز امکان دور، تشخیص گیا دید

چنان آمد برای آن صف آرای

که از بن کوه را برکند از جای

بر انگشتی نهاد آن کوه بیباک

به شاخ گاو بر چون مرکز خاک

ز کوه انگشت او از روی تمثیل

چو شهرستان لوط و پرّ جبریل

چو پیل مس ت در چنگال عنقا

چو کشتی گران بر موج دریا

چو کشتی گشته کوه از بس روانی

نموده پور بادش بادبانی

چنان برخشک راندی کشتی کوه

که دریا گشت غرق موج اندوه

سبک برداشت کُه را آن نکونام

دل دانا چو محنتهای ای ام

زبار کوه دستش را زیان نی

چو غم بر خاطر عاشق گران نی

به حکم رام گویی توأمان بود

که کوه اندر رکاب او دوان بود

ز حلمش کوه بی پا از تحمل

که کوهی را روان برداشت چون گل

بسان تند باد ی کو برد دود

به زودی کوه را از جای بربود

به دستش کوه شد بی پا و بی صبر

به فرمان موکل سر نهد ابر

قیامت رفت بر دیوان ناساز

که کوه اندر هوا آمد به پرواز

سپاه دیو زادان از کمین گاه

چو بر وی حمله آوردند ناگاه

به دستی کوه، دستی تختۀ سنگ

دران ره کرد با دیوان بسی جنگ

ز خونِ بد رگان بس چشمه بگشاد

به دستش کوه همچون گوی فصاد

زبس بارید دستش سنگ باران

فزون تر گشت از ششصد هزاران

به صد دل حمله آورده به یک دست

سپاه دیو زادان جمله بشکست

پس از فتح و ظفر با خاطر شاد

دوان در وعده گاه آمد با ستاد

به شبگیری شباشب از سحر پیش

برفت و کوه را آورد ب ا خویش

چو اندیشه به کارش کرد تمییز

به حیرت ماند رام و لشکرش نیز

زبان آفرینش برگشادند

فزون از گفتنم انصاف دادند

سبک هر داوری کان بود در کار

به دست آمد ازان کوه گرانبار

دوان بر زخمهای خسته بستند

چنان به شد که پنداری نخستند

به دم برخاست هر یک خسته از جای

چو گردد مرده روز حشر بر پای

خداوندی که تاثیر گیا داد

گیا داد و به لچمن هم شفا داد

برادر را به صحبت دید چون رام

به شکر حق زبان جنباند در کام

جبین ساییده بهر سجده بر خاک

فراوان کرد شکر ایزد پاک

سپه کردند هر یک تهنیت باد

غمستان گشت در دم عشرت آباد

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۹۶ - پند دادن کنب کرن راون را و اعراض شدن راون از اوزمین بوسید و گقت ای شاه دیوان
  2. بخش ۹۷ - جنگ کردن کنب کرن با هنومان و خوردن چندین هزار میمونان را و جنگ کردن میمونان با کنب کرنچو عزم رزم گشته در دلش جزم
  3. بخش ۹۸ - خلاص کردن خود را شاه میمون از بند کنب کرن و کشته شدن کنب کرن به دست رام از زخم تیربه میدان بازگشته دیو خونخوار
  4. بخش ۹۹ - جنگ رام با راون و کشته شدن راون به دست رام به تیرهای هلاهل که سهیل داده بودسحر کز تیغ خورشید ظفر کوش
  5. بخش ۱۰۰ - آوردن دمودری زن راون سیتا راچو راون کشته گشت و فتح لنکا
  6. بخش ۱۰۱ - پادشاهی دادن رام ببیکن را و رفتن در شهر لنکاچنین گویند روز فتح لنکا
  7. بخش ۱۰۲ - آمدن اندر با دیوته های هر سه لوک به مبارکبادی رامچو رام از فتح لنکا دل بپرداخت
  8. بخش ۱۰۳ - در آتش انداختن رام سیتا را جهت امتحان پاکی او و سلامت بر آمدن اوکشید از دل بس آهی آتش اندود
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.