پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۱۱۴ - منع کردن زاهد لو و کش را از ریاضت بسیار و دادن او کمانها به دست ایشان و دعا کردن او در حق ایشان

که فرزندان ! شما شهزادگانید

چو من خود را ز درویشان ندانید

به جان بندید دل در افسر و تخت

که درویشی بود کار عجب سخت

نیارد کرد سوزن کار شمشیر

به کَه قانع چو آهوکی شود شیر

نه بازیچه است ترک نعمت و ناز

حواس از آرزوها داشتن باز

شکم را جای لقمه سنگ دادن

هوا را دل به نومیدی نهادن

ز روی نازنینان دیده بستن

ز موی مه جبینان دل شکستن

نظر در دیده جان در تن فشردن

که چون در زندگی بی مرگ مردن

شکستن خارها در چشم پرخواب

ز نغمه ریختن در گوش سیماب

دماغ از بوی گل آشفته ماندن

چمن زار هوس نشکفته ماندن

شما را حق جوانمرد آفریده است

برای تخت و افسر آفرید ه است

چو بی محنت نصیب کس شود گنج

چرا بیهوده باید بردنش رنج

دل طفلان به گفتن کرد ارشاد

به دست هر یکی ، تیر و کمان داد

که این فن بهتر از طاعت شماراست

ریاضت پیشگی زیبنده ماراست

سلاح زاهدان زهد و صلاح است

صلاح پادشاهان از سلاح است

بگیرید این کمانها را ز دستم

که پشت د شمنانتان بر شکستم

دعا کردم که از شست شما تیر

شود همچون دعایم آسمان گیر

خدنگ آن کم از تیر قضا نیست

که مر تیر دعایم را خطا نیست

قدم خم نه خم تان بس کمان است

که کحل از دیده، وسمه ز ابروان است

کمان بگرفته در پایش فتادند

چو ابرو بر سر دیده نهادند

کمان ابرو جوانان کمانها

چو چار ابرو نمایان بی گمانها

کمانها داد و دادش علم آن یاد

چو آدم را شده جبریل استاد

به تیر انداختن ممتاز گشتند

چو ترک غمزه حکم انداز گشتند

به شادی هر دو فارغ دل ز اندوه

همی گشتند صید افکن دران کوه

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۱۱۶ - بنیاد کردن جگ و رها کردن رام اسب جگ اسمید را به اطراف عالمسحرگاه از شبستان همچو خورشید
  2. بخش ۱۱۷ - جنگ لچمن با لو و کش و خسته شدن لچمن به دست ایشانز شوخیهای آن دو طفل بی باک
  3. بخش ۱۱۸ - جنگ رام با لو و کش و خسته شدن رام از دست ایشانز جا شیری فلک فرسای جنبید
  4. بخش ۱۱۹ - آمدن رام پیش سیتا و در بستن سیتا بر رام و زاری شروع کردن رامصنم را آگهی داد او از آن پیش
  5. بخش ۱۲۰ - آشتی افکندن زاهد میان رام و سیتادگر ره رام اندر زاری افتاد
  6. بخش ۱۲۱ - فرو رفتن سیتا در زمین و همکلام بودن با رامگریبان زمین شد ناگهان چاک
  7. بخش ۱۲۲ - رفتن رام به عالم بالا و تمام شدن قصۀ راماینچو شد نومید رام از وصلِ جانان
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.