پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۱۱۳ - پیدایش کش از کاه پشته به دعای عابد

سحرگاهی خلاف عادت آن ماه

پسر را نیز با خود برد همراه

نگشت آگه ز بردن مرد ساده

نظر بر حفظ گهواره نهاده

ز کودک یافته گهواره خالی

گریبان کرد زاهد پاره حالی

ز آزار دل فرزند خوانده

به حیرت غرق بر جا خشک مانده

ز تیر آه آن بیدل بترسید

چو بید از بند مرگ او بلرزید

گزید انگشت حی رانی به دندان

اثر دارد فغان دردمندان

به جای کودک اندر گاهواره

فراهم بست یکجا کاه پاره

به سجده سود گریان جبهه بر خاک

نیایش کرد پیش ا یزد پاک

که جان بخشا کریما کردگارا

به قدرت آدمی ساز این گیا را

ز سوز دل دعایش را اثر شد

خسِ چون مرغ عیسی جانور شد

قبول افتاد عجز پیر جانکاه

که طفل نازنین شد پاره کاه

چو دیده چشم زاهد روی مقصود

به شکر حق جبین بر خاک ره سود

ز بعد غسل چون سیتای بیدل

خود و فرزند باز آمد به منزل

به خانه جانب گهواره بشتافت

دران گهواره فرزند دگر یافت

از آن حیرت به خود گفت آن دل افروز

که چشمم گشت گویی حول امروز

به چشم آشفت کین جرم آمد از تو

که یک فرزند را بنماییم دو

صنم حیران ز قدرتهای یزدان

به زاهد باز گفت آن راز پنهان

جوابش داد پیر راست گفتار

که بر قادر نباشد هیچ دشوار

که از کاه آفریدست آدمی زاد

به عبرت بین یکی این سرو آزاد

مر این را نیز تو فرزند برخوان

از آن شفقت برین می کن دو چندان

شگفتی ماند زان خاطر صنم را

به سجده رفت شکرانه کرم را

نهاده نام آن لو، نام این کُش

صنم را خاطر دیدارشان خوش

به چهره آن دو طفل برگزیده

شبیه یکدکر همچون دو دیده

به چشم زاهد آن طفلان دلبند

عزیز جان چو فرزندان فرزند

به پیش زاهد آن طفلان جوان شد

به گرد قطب رمز فرقدان شد

به شفقت پروریدی آن یگانه

که خوش می آمد از طفلان ترانه

دو تا طوب ی نهال راحت انگیز

به آب زندگانی گشته نوخیز

دو نورس شاخسار ارجمندی

به بخت آموختند از قد بلندی

چو گشت از آب چشم سیرشان سیر

شدند از شیر شیرین نوجوان شیر

پی اوج آن دو ماه انجم افروز

ره یکساله طی کردند یک روز

به مهد اندر خطاب شان علف شد

خلف بد قطره زان در صدف شد

به کسب رشد می کردند بازی

به شاگردی همت سرفرازی

ز طفلی قد برنایی کشیدند

به سرحد جوانی در رسیدند

به زاهد هر دو بگرفتند الفت

که بردی از دل شان رنج و کلفت

پدر خواندندی ش هر دو برادر

چو طفلان دایه را دانند مادر

درایشان صحبت زاهد اثر کرد

به طاعت میل خاطر بیشتر کرد

دل هر یک بجز طاعت نمی خواست

شکی نبودکه صحبت را اثرهاست

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۱۱۵ - بیان فراق رامچو رام غافل از سیتا جدا ماند
  2. بخش ۱۱۶ - بنیاد کردن جگ و رها کردن رام اسب جگ اسمید را به اطراف عالمسحرگاه از شبستان همچو خورشید
  3. بخش ۱۱۷ - جنگ لچمن با لو و کش و خسته شدن لچمن به دست ایشانز شوخیهای آن دو طفل بی باک
  4. بخش ۱۱۸ - جنگ رام با لو و کش و خسته شدن رام از دست ایشانز جا شیری فلک فرسای جنبید
  5. بخش ۱۱۹ - آمدن رام پیش سیتا و در بستن سیتا بر رام و زاری شروع کردن رامصنم را آگهی داد او از آن پیش
  6. بخش ۱۲۰ - آشتی افکندن زاهد میان رام و سیتادگر ره رام اندر زاری افتاد
  7. بخش ۱۲۱ - فرو رفتن سیتا در زمین و همکلام بودن با رامگریبان زمین شد ناگهان چاک
  8. بخش ۱۲۲ - رفتن رام به عالم بالا و تمام شدن قصۀ راماینچو شد نومید رام از وصلِ جانان
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.