پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۱۱۲ - زاییدن سیتا پسر در خانۀ بالمیک زاهد

یکی زاهد در آنجا داشت ماوا

در آن قاف قناعت کرد عنقا

به حق مشغول مرد عزلت آهنگ

چو صندل سود پیشانی به هر سنگ

وجود پاکش از طاعت سرشته

عبادت قوت او همچون فرشته

رباضت بود کارش صبح تا شام

خجسته بالمیک زاهدش نام

صنم ناگاه نالان از سوی دشت

سراسیمه به طرف کوه بگذشت

ز آهش ناله کرده ک وهساران

اثر دارد فغان سوگواران

صنم را دید نالان زاهد کوه

به زیر کوه بر دل کوه اندوه

سخن پرسید زان حور غم اندیش

صنم برخواند محنت نامۀ خویش

ز شرح درد آن درماند درماند

به شفقت دختر خود خواند برخواند

تسلّی داده، جا در معبدش داد

به ذکر و طاعت حق کردش ارشاد

پری را دل ز عشق رام برکند

به ذکر و طاعت حق گشت خرسند

چو زاهد معتکف بود اندران دشت

چنین تا بر سرش نه ماه بگذشت

پسر زایید ماه حور عصمت

چو زاهد نیکنامی از مروت

صنم را دل به غربت زان پسر شاد

نیاوردی ز شادی وطن یاد

شدش مه دایه چون ابر بهاران

به کشت خویش کردی شیر باران

بهشتی باغ بود آن تازه گلزار

درو بایست جوی شیر ناچار

بجر پرور دنش کاری نکردی

نگهبان گشتی از هر گرم و سردی

سحر چون خاستی از بستر خواب

برای غسل کردن بر لب آب

به سرما طفل را با خود نبردی

به گهواره بدان عابد سپردی

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۱۱۴ - منع کردن زاهد لو و کش را از ریاضت بسیار و دادن او کمانها به دست ایشان و دعا کردن او در حق ایشانکه فرزندان ! شما شهزادگانید
  2. بخش ۱۱۵ - بیان فراق رامچو رام غافل از سیتا جدا ماند
  3. بخش ۱۱۶ - بنیاد کردن جگ و رها کردن رام اسب جگ اسمید را به اطراف عالمسحرگاه از شبستان همچو خورشید
  4. بخش ۱۱۷ - جنگ لچمن با لو و کش و خسته شدن لچمن به دست ایشانز شوخیهای آن دو طفل بی باک
  5. بخش ۱۱۸ - جنگ رام با لو و کش و خسته شدن رام از دست ایشانز جا شیری فلک فرسای جنبید
  6. بخش ۱۱۹ - آمدن رام پیش سیتا و در بستن سیتا بر رام و زاری شروع کردن رامصنم را آگهی داد او از آن پیش
  7. بخش ۱۲۰ - آشتی افکندن زاهد میان رام و سیتادگر ره رام اندر زاری افتاد
  8. بخش ۱۲۱ - فرو رفتن سیتا در زمین و همکلام بودن با رامگریبان زمین شد ناگهان چاک
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.