پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۹۱ - جنگ شدن لچمن به اندرجیت و کشته شدن اندرجیت از دست لچمن

به لچمن گفت با گردان لشکر

که هان وقت است بشتاب ای برادر

به دشمن تاز و فرصت بر غنیمت

ظفر باشد به سرعت بر غنیمت

به رخصت لچمن اندر پایش افتاد

روان از همتش درخواست امداد

که من فرمان تو می خواهم و بس

نباشد همرهم گو از سپه کس

و لیکن رام را فرمان چنان بود

به لشکر جمله پوید همر هش زود

سران یکسر دوان اندر رکابش

ستاره ذره های آفتابش

روان شد با سپاه خویش لچمن

بدان ره رهنمای او ببیکن

هنوز اندرجت جادو در آنجا

نگشته سحر خود را کارفرما

که لچمن ب ا سپاه دوزخین تف

به گرد آتش معبد زده صف

ز بیم آن سپاه آهنین چنگ

نهان شد باز آتش در دل سنگ

بر آتش هوم خود آنگاه بگذاشت

دل از جان، جان ز جادو پاک برداشت

ز افسون و ز جادو کار بگذشت

به لچمن جنگ و صف کرد اندران دشت

به لچمن، اندرجت زانسان سگالید

کزان گاو زمین از بار نالید

همی غرید چون ابر بهاران

بسان قطره می زد تیر باران

به کین باریدن آمد ابر بیداد

ازو هر قطره باران کوه پولاد

گهی از جا به ناخن کوه کندی

به گردون برده بر فرقش فکندی

گهی از برق تیغ آن ابر سرکش

گشادی بر سرش طوفان آتش

بسی کوشید دیو سخت بازو

ولی شد بار سنگش در ترازو

بدینسان دست برد ه دیو پرفن

همی دید و همی خندید لچمن

همی پیچید بر آتش گیاهی

غریق آب می زد دست و پایی

چو شب نزدیک شد کارش بپرداخت

نفس آماجگاه تیر خود ساخت

به شکل خارپشتی کردش از تیر

چو شیر آمد پس آنگه سوی نخ جیر

کشیده پرنیان آتش افکن

سحابی قطره او صاعقه زن

بر اندرجِت به تیغ تیز بشتافت

به برق آسمان گون کوه بشکافت

سرش را چون همی برید از تن

تو گویی سعد ذابح بود لچمن

به مرگ خود مثل زد دیو ملعون

سگ از بی روح کندن چون زید چون

چون نعش دیو را جوش کفن شد

ظفر زلف علم را شانه زن شد

فرشته بر فلک گفتند با هم

سر دیو سفید افکند رستم

برو روحانیان گلها فشاندند

چو رنگ و بویش اندر گل فتادند

چو لچمن کار اندرجت چنان ساخت

سرش را پیش پای رام انداخت

ببوسیده سر و دستش برادر

سران هم آفرین کردن یکسر

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۹۳ - جنگ رام با راون و بیهوش شدن راون به زخم تیر رام و گریزاندن بهلبان رت راون در قلعۀ لنکابرادر را به میدان چون زبون دید
  2. بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونتشنید این حرف هنونت نکونام
  3. بخش ۹۵ - بیدار کردن کنب کرن برادر خود را از خواب برای جنگ رام و بیدار شدن کنب کرنکمر بشکست راون را ز اندوه
  4. بخش ۹۶ - پند دادن کنب کرن راون را و اعراض شدن راون از اوزمین بوسید و گقت ای شاه دیوان
  5. بخش ۹۷ - جنگ کردن کنب کرن با هنومان و خوردن چندین هزار میمونان را و جنگ کردن میمونان با کنب کرنچو عزم رزم گشته در دلش جزم
  6. بخش ۹۸ - خلاص کردن خود را شاه میمون از بند کنب کرن و کشته شدن کنب کرن به دست رام از زخم تیربه میدان بازگشته دیو خونخوار
  7. بخش ۹۹ - جنگ رام با راون و کشته شدن راون به دست رام به تیرهای هلاهل که سهیل داده بودسحر کز تیغ خورشید ظفر کوش
  8. بخش ۱۰۰ - آوردن دمودری زن راون سیتا راچو راون کشته گشت و فتح لنکا
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.