پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۶۹ - در صفت پیدایش هنونت

شنو اح وال خود ز آغاز و انجام

پریزادی که بودش انجنی نام

چو بت رویان بدان صورت که دانی

به خود هر هفت کرد اندر جوانی

فکنده کسوت گلنار در بر

چو گل کرده لباس خ ود معطر

صبا دید و دوید از بی تکلّف

چو بکران چمن کردش تصرف

صبا را گفت حور پاک دامان

که بر مستور دست انداخت نتوان

جوابش داد باد و گفت کای حور

نکو دانم که هستی پاک و مستور

و لیکن من به غایت پاک جانم

ندارم جسم و آلایش ندانم

گر آلایش به جانم حق نهادی

به جیب مریمم کی بار دادی

چه غم برداشتم گر دامنت را

چو غنچه بشکفاندم گلشنت را

کزان نبود قصور عصمت حور

و لیک از من ترا خواهد شدن پور

برو آسوده شو بر بستر خویش

عروسانه کنار شوهر خویش

که خواهی زادن آخر پاک فرزند

که خواهی بودنش با باد پیوند

چنان شیری ش ود آن شرزه پیکر

که مثل او نزاید تا به محشر

ز فیض باد گشته غنچه اش سیر

غزال مشک شد آبستن شیر

درآمد در رحم میدان کین را

هژبر آسمان ماه زمین را

بود خورشید را جا در دل شیر

عجب خورشید کو شد حامل شیر

ز آب کیسری و نفحۀ باد

مه خورشید رو برج اسد زاد

حکایت مختصر کز وی تو زادی

شناسا شو که خود فرزند بادی

زبردست است از هر آخشیجان

از آن برداشته تخت سلیمان

سیاست او کند ابر دمان را

هم او خواهد شکستن آسمان را

از و بر قوم عاد کوه بنیاد

شنیدستی چه روز تیره افتاد

خرد پور خلف او را شمارد

که در کا از پدر پا بیش دارد

چو تو فرزند بادی سازگاری

که ماند تا قیامت یادگاری

به شیری از هوا جنگت بود ننگ

تو نرسنگی چه باشد در هوا جنگ

به تخم خویش رو این نکته کن یاد

که بر دریا کند فرماندهی باد

نهنگی گوهر خود پاک بشناس

ز دریا برگذر از موج مهراس

به دریا ابر سان دامن کشان رو

ز جا در جنب و همچون آسمان رو

چو هم ت قطره دانی آب دریا

برو زیر و زبر کن شهر لنکا

مکن سستی که وقت ننگ و نامست

گشاد تیر تو از شست رامست

هنومان را ز طفلی بود عادت

نمی دانست زور خود زیادت

همین کو را کسی دیگر ستودی

ببالیدی و خود را آزمودی

چو از جامون حدیث خویش بش ینید

ببالید و چو شیر نر بغرید

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۷۱ - روان شدن هنونت برای خبر گرفتن سیتاچو ابروی هلال از وسمه گون طاق
  2. بخش ۷۲ - دیدن هنونت سیتا را و آمدن راون به دیدن سیتا و جاسوسی گرفتنهلال آسا صنم را دید از دور
  3. بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رامچو روشن گشت شب را جان تاریک
  4. بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتاهنون رخصت شد و کرده زمین بوس
  5. بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوانهنون چون رفت گام چند از پیش
  6. بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونتاجازت داد پور خرد خود را
  7. بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونتیک اسپه تاخت اندرجت به میدان
  8. بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بودکمندی داشت اندرجت عدو گیر
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.