پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۷۰ - رخصت شدن هنونت از انگد که از دریا بجهد

پی رخصت به پای انگد افتاد

که از دریا بخواهم جست چون باد

تفاول را بران نیکو شمائل

ز گل بستند میمونان حمائل

به وحش و طیر شد معلو م کامروز

ز دریا می جهد هنونت فیروز

صف روحانیان با روی زیبا

ستاده در هوا بهر تماشا

به حیرت آسمان نظاره می کرد

نثار هم تش سیاره می کرد

نخست آن شرزه از کوهی که برجست

ز بارش در زمین آن کوه بنشست

فرو شد در زمین کوه گران تن

بسان بل به زیر پای باون

قیامت گر نیامد بهر دیوان

چرا شد پیش خیف آن کوه پران

هنون از پس سپارس کرگس از پیش

شتابیدند و بگذشتند از خویش

به ظاهر گرچه بی پر بود شهباز

به بال همت خود کرد پرواز

ز بند بی پری دل ساخت آزاد

سراپا گشت پر چون طائر باد

سپهر ازجست و خیزش ماند حی ران

که باشد از عجائب شیر پران

به یک جستن ز دریا بر گذشته

جهانی چون خیال اندر نوشته

یکی کفتار جادو دیو پر فن

موکل بود بر دریا ز راون

به دریا دیده بر معبد نهاده

دهانی چون در دوزخ گشاده

برو از هر کسی سایه فتادی

به تیر سحر کز شستش گشادی

به کام خویش رفتی در دهانش

فرو بردی چو لقمه در زمانش

هنون چون دید کان جادوزنِ دون

گشادستی دهان چون اوج گردون

به تدبیرش ز پشّ ه خرد تر شد

به همراه نف س در حلق در شد

جگر بشکافته آن بد درون را

گشاده از دل او موج خون را

چو تیغ تیز پس سر برکشیده

برآمد از شکم پهلو دریده

چو دل پرداخت از جاسوس دریا

در آمد در سواد شهر لنکا

نشد روزانه اندر شهر دشمن

نموده شام اندر سیر گلشن

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۷۲ - دیدن هنونت سیتا را و آمدن راون به دیدن سیتا و جاسوسی گرفتنهلال آسا صنم را دید از دور
  2. بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رامچو روشن گشت شب را جان تاریک
  3. بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتاهنون رخصت شد و کرده زمین بوس
  4. بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوانهنون چون رفت گام چند از پیش
  5. بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونتاجازت داد پور خرد خود را
  6. بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونتیک اسپه تاخت اندرجت به میدان
  7. بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بودکمندی داشت اندرجت عدو گیر
  8. بخش ۷۹ - دیدن راون لشکر رام را به بالای قصر و عتاب کردن وزیران خود راز قصر خویش راون در نظاره
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.