پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوان

هنون چون رفت گام چند از پیش

نکو اندیشه مرد آن همت اندیش

در آن روزی که بهر جنگ راون

به زرین قلعه آید رام و لچمن

بود آن دم هزاران در هزاران

به از من کینه ج وی نامداران

نمایان کی توانم کرد کاری

که از وی عقل درگیرد شماری

اگر کاری کنم وقت شب امروز

شوم در خرمن خصم آتش افروز

برین نی ت ز ره برگشت آزاد

به باغ راون آمد تند چون باد

درختانش زبن برکند و یک یک

ریاحین ساخت از روی چمن حک

به نوعی باغ را ویرانه کرده

که بلبل بوم را همخانه کرده

دگر قصری که زیب باغ او بود

به یک دم زیر پای خود بفرسود

همه دیوان که پاسش می نمودند

نگهبانان باغ و قصر بودند

چو دانستند کو افکند زلزال

به جنگ او شتابیدند فی الحال

هنون نالید چون ابر غریوان

اجل شد بر هلاک نره دیوان

ستون قصر کرده چوبدستی

براند آن جمله را از ملک هستی

چو غوغا عام شد در کوی و برزن

خبر بردند جاسوسان به راون

چه بر مسند نشسته در نشاط است

نه خسپک را در آمد در بساط است

خبر بشنید راون گشت در جوش

ز دیگ کین دل برداشت سرپوش

سپهداران لشکر را طلب کرد

وزیران را از آن غفلت خبر کرد

سپاهی بهر جنگ او فرستاد

که تعداد هزارش بود هفتاد

یکی فرزند از هر پنج دستور

به سرداری لشکر داشت منظور

به دیگر فوج برکرده سپهدار

ز اولاد امیران چار سردار

روان شد لشکری چون موج دریا

رسیده گرد اس بان بر ثریا

علم افشرد پا از بهر ناموس

فغان برداشت بر نوحه لب کوس

دم اندر نای زرین در دمیدند

یلان آهنین جان صف کشیدند

یکی دریای آتش لشکرش نام

نهنگانش دمادم دوزخ آشام

به ناخن هر یکی برق آزمایی

به دندان هر یکی الماس خایی

همه شد زه شکار و اژدها تن

همه پیل افکن و پولاد جوشن

هنون چون دید دیوان صف کشیدند

به سر وقت اجل خصمان رسیدند

به دیوان جمله زد شیر فلک دست

چو سیل تند کاید جانب پست

ز جنگ چنگ و دندان داشته ننگ

به شیری آنچنان کرده به دم جنگ

دمش گویی غریوان اژدها بود

که در دم عالمی را ساخت نابود

نه دم گردش که دور آسمان بود

که چندین خان و مانها را بفرسود

خبر چون یافت راون تنگدل شد

ز شرح دستبرد او خجل شد

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونتیک اسپه تاخت اندرجت به میدان
  2. بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بودکمندی داشت اندرجت عدو گیر
  3. بخش ۷۹ - دیدن راون لشکر رام را به بالای قصر و عتاب کردن وزیران خود راز قصر خویش راون در نظاره
  4. بخش ۸۰ - نمودن راون طلسم رام را به سیتا جهت فریب دادن او و زاری کردن سیتا و دلاسا دادن ترجنا او رابه افسون ساز دیوی داد پیغام
  5. بخش ۸۱ - فرستادن راون سک و سارن دیوان را به جاسوسی لشکر رام و حقیقت شنیدن لشکر رام را از آن جاسوس و قلعه بندی کردن راونچو راون، روز کاخ ماه برتافت
  6. بخش ۸۲ - جنگ خرسان با دیوانز خرسان رای عفریتان تبه شد
  7. بخش ۸۳ - جنگ هنومان با پیلاندرآن میدان هنومان دلاور
  8. بخش ۸۴ - جنگ رام و لچمن با دیوانهم ه روز از فروغ صبح تا شام
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.