پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۱۰۶ - بیان صحبت شدن رام با سیتا

خوش آن هجران که از داغ جدایی

به دلها گرم سازد آشنایی

به گرمی شوق مشتاقان فزاید

پس آنگه روی دلداران نماید

که جز تشنه نداند لذت آب

به بیداری شناسی راحت خواب

که گر هجران نباشد روی چون بدر

بود در دیده عشاق بی‌قدر

نشد کس عاشق مهر دل‌افروز

که بی‌منّت همی‌بینند هرروز

جهان را عید زان شد دیدن ماه

که پنهان می شود از دیده گه گاه

چو اکنون شرح ایام وصال است

حدیث هجر گفتن پر ملال است

چو وصل آمد نزیبد قصهٔ هجر

چراغ شام بی نورست در فجر

نصیب رام شد چون دولت وصل

بدل شد محنتش با راحت وصل

غم دیرین ز دلها شد فراموش

نگنجیدند هر یک اندر آغوش

دو بیدل سینه ها بر هم نهادند

به داغ یک دگر مر هم نهادند

به شوق یکدگر اندر برش تنگ

کزان شد نرم جون موم آن دل تنگ

کنار اندر کنار و بوس در بوس

تمنا کند از دل بیخ افسوس

به یکدیگر دو سرو ناز مایل

به گردن دستها چون گل حمایل

به خودیک جان و یکدل شد دو دمساز

نمانده در میان گنجایش ناز

مهیا عیش خوش را جمله اسباب

سپند از سوختن‌ها گشت نایاب

به هم بنشسته دو زانو به زانو

به هم پیوسته دو ابرو به ابرو

ربودی بوسه زان خندان لب قند

که شیرین است بوس اندر شکرخند

به سودا بوسه می داد آن گل اندام

چو هندو سود را شکر دهد وام

به قصر اندر ز بس بوس شکر بار

نبات اندوده گشته بام و دیوار

ز رنگ و بوی آن ماه سمن بر

نه پژمردی به بر گلهای بستر

به شوق مهر روی آن دل افروز

ش کفتی نیم شب نیلوفر روز

جمال و دولت دیدار در بر

به گیتی کم کسی را شد میسر

کسی را گر میس ر گشت این ذوق

فلک گرد سرش گردد به صد شوق

زهی بخت جوان رام آزاد

که با جانان خود، خوش زیستی شاد

به ذوق روی و موی آن دل افروز

به یادش نامدی اصلاً شب و روز

پری شد حامله چون غنچهٔ گل

چو آبستن به شادی ساغر مل

سهی سروی ز طوبی بارور گشت

کز آب زندگانی رشته تر گشت

ز فیض ابر نیسانی دلخواه

صدف شد گوهر خورشید را ماه

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۱۰۸ - در وصف شب تیره و جاسوسی گرفتن رام از افواه مردم شهر در باب پاکی سیتاشبی تیره چو دود آه عشّاق
  2. بخش ۱۰۹ - رفتن لچمن در شهر بفرمودهٔ رام و دیدن او گازر را که با زن در جنگ بود و باز آمدن لچمن گفتن تمام ماجرا راقضا را گازری با عقل و فرهنگ
  3. بخش ۱۱۰ - اخراج کردن رام سیتا را و رها کردن لچمن او را در بیابانبه سیتا گفت لچمن با دل تنگ
  4. بخش ۱۱۱ - حیران شدن سیتا در بیابان و سراسیمه شدن او و با گریه و زاری در آمدنبه تنهایی بت خونبار بگریست
  5. بخش ۱۱۲ - زاییدن سیتا پسر در خانۀ بالمیک زاهدیکی زاهد در آنجا داشت ماوا
  6. بخش ۱۱۳ - پیدایش کش از کاه پشته به دعای عابدسحرگاهی خلاف عادت آن ماه
  7. بخش ۱۱۴ - منع کردن زاهد لو و کش را از ریاضت بسیار و دادن او کمانها به دست ایشان و دعا کردن او در حق ایشانکه فرزندان ! شما شهزادگانید
  8. بخش ۱۱۵ - بیان فراق رامچو رام غافل از سیتا جدا ماند
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.