پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۶۷ - ملاقات با سنپات کرگس و همراه دادن پسر خود را به سپارش رام

قضا را کرگسی بود اندران کوه

قوی هیکل بسان ابر اندوه

میان کرگسان سنپات نامش

در افتادند میمونان به دامش

به شادی بهر صیدشان شده پیش

که دیده چند روزی روزی خویش

دل شان از نهیب چنگ سنپات

ز خود رفته چو رنجورانِ هیهات

هنون گفتا جتا یو خوش کسی بود

به ظاهر گرچه او هم کرگسی بود

چگونه بهر کار رام جان داد

مثالش چون به این کرگس توان داد؟

که این چون آن نه ننگ و نا م خواهد

هلاک قاصدانِ رام خواهد

خبر چون از جتایو یا فت سنپات

به مرگ او تاسف خورد هیهات

بگفت ای وحش آخر از کجایی

که آید از تو بوی آشنایی

بگو حال جتایو با من از سر

که چون جان داد دور از من برادر

هنون آن سرگذشت غیرت آموز

منقح گفت یک یک تا به آن روز

به زاری گفت گر گس کای وفا جو

برادر بود با من خود جتایو

من و او از هوا روزی به پرواز

به قصد آسمان کردیم پرواز

نوردیدیم تا ماهی هوا را

خجل کردیم نسرینِ سما را

ازین ترک ادب خورشید والا

سرافشاند آتش غیرت ز بالا

جتایو ضعف کرد از گرمی مهر

به حال او مرا آمد به دل مهر

گرفتم زیر پر بهر امانش

ز بال خویش دادم سایبانش

سلامت ماند او از گرمی خور

مرا از تابش او سوخت شهپر

شدم پروانه شمع آسمان را

بسنجیدم به بال و پر زمان را

بیفتادم درین جا بی پر و بال

شد از عمرم هزار و چارصد سال

درین مدت ز حال آن برادر

نشد معلوم این مهجور غمخَو ر

کنون بش نیدم از تو این خبر را

که از غم پاره می سازم جگر را

دگر گفتا مرا بیتابیی هست

که صد فرسنگ بینم چون کف دست

همی بینم کنون سیتا به لنکاست

به باغ دیوکان آن روی دریاست

چو عذر بی پری گفتم به یاران

نیارم همرهی با غمگساران

سپارس نام فرزندی مرا هست

که در مرغانست چون عنقا زبردست

دهم همراه بهر کینه کوشی

کند در کار یاران جانفروشی

سپارس را چو زین معنی خبر شد

همان دم بهر خدمت جلوه گر شد

سپارس را سپارش کرد بسیار

ز یاران رخصتی گشت آن وفادار

ازین مژده دلیرانِ قوی دست

به شادی رقصها کردند چون مست

هنون گفتا چه شاید شاد گشتن

ز دریا چون توان آسان گذشتن

جوابش داد انگد کای هواخواه

چو امروز آخر آمد، گشت بیگاه

همان بهتر کز اندیشه برآییم

ز خورد و خواب آسایش نماییم

به غم شب سر فرو یازیم در جیب

که تا فردا چه ظاهر گردد از غیب

چه خوش گفتند پیران جگر سوز

غم فردا نشاید خوردن امروز

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۶۹ - در صفت پیدایش هنونتشنو اح وال خود ز آغاز و انجام
  2. بخش ۷۰ - رخصت شدن هنونت از انگد که از دریا بجهدپی رخصت به پای انگد افتاد
  3. بخش ۷۱ - روان شدن هنونت برای خبر گرفتن سیتاچو ابروی هلال از وسمه گون طاق
  4. بخش ۷۲ - دیدن هنونت سیتا را و آمدن راون به دیدن سیتا و جاسوسی گرفتنهلال آسا صنم را دید از دور
  5. بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رامچو روشن گشت شب را جان تاریک
  6. بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتاهنون رخصت شد و کرده زمین بوس
  7. بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوانهنون چون رفت گام چند از پیش
  8. بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونتاجازت داد پور خرد خود را
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.