پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی

رباعیات

۱۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خورشید همی سجده برد قد ترا
  2. شمارهٔ ۲ ای چشم من از نقش رخت دفتر آب
  3. شمارهٔ ۳ از زلف تو دل برون گرفتم مطلب
  4. شمارهٔ ۴ کردست مرا زمانه در تاب امشب
  5. شمارهٔ ۵ آی آینه جود مصور دستت
  6. شمارهٔ ۶ از جود تو برد ابر بر گردون رخت
  7. شمارهٔ ۷ از زلف تو باد گل سواری آموخت
  8. شمارهٔ ۸ افسوس که آن جان جهانم بفروخت
  9. شمارهٔ ۹ هر کیسه که بر وفاش جان از دل دوخت
  10. شمارهٔ ۱۰ دل گرچه ز هجرت سپر تیر بلاست
  11. شمارهٔ ۱۱ کس را ز فراق نیست این غم که مراست
  12. شمارهٔ ۱۲ فردا بخرم هر آنچه در شهربلاست
  13. شمارهٔ ۱۳ می بر کف من نه که دلم پر تاب است
  14. شمارهٔ ۱۴ با دل گفتم که جان غمگین بی تست
  15. شمارهٔ ۱۵ جورم همه زان غمزه خونخواره تست
  16. شمارهٔ ۱۶ از دل همه آسایش جان رفت ز دست
  17. شمارهٔ ۱۷ در رزمت و بزمت ای شه عدل پرست
  18. شمارهٔ ۱۸ عکس تو ازاین دیده غمناک برست
  19. شمارهٔ ۱۹ امشب مه من که آفتابی دگر است
  20. شمارهٔ ۲۰ آن دل که هزار کامکاری کرده است
  21. شمارهٔ ۲۱ ای دوست مرا غمت چو موئی کرده است
  22. شمارهٔ ۲۲ از رنگ رخ تو لاله پرتاب شده است
  23. شمارهٔ ۲۳ مقصود ز آفرینش ما جان است
  24. شمارهٔ ۲۴ غم آتش و دل هیمه غمناکان است
  25. شمارهٔ ۲۵ مشکین خط دوست را ز سنبل ننگ است
  26. شمارهٔ ۲۶ در ده پسرا می که چمن را تاب است
  27. شمارهٔ ۲۷ بر مه نقط از مشک سیه باری چیست
  28. شمارهٔ ۲۸ بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
  29. شمارهٔ ۲۹ از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست
  30. شمارهٔ ۳۰ شب‌ها ز تو در سرم چه سوداست که نیست
  31. شمارهٔ ۳۱ بی عارض چون سیم توام سنگی نیست
  32. شمارهٔ ۳۲ تا مریم وقت شد هوا جوی بهشت
  33. شمارهٔ ۳۳ در آب دو چشمم همه عکس رخ تست
  34. شمارهٔ ۳۴ گر باز بیایم به مراد خویشت
  35. شمارهٔ ۳۵ در بند نیاید به کمند انصافت
  36. شمارهٔ ۳۶ بی یاد تو نرگس، قدح زر نگرفت
  37. شمارهٔ ۳۷ دل را چو هوای آن دل آرای گرفت
  38. شمارهٔ ۳۸ جان جز به امید تو سکونی نگرفت
  39. شمارهٔ ۳۹ چون خواست حسن مدح شهنشاهی گفت
  40. شمارهٔ ۴۰ کس جز تو مرا طرب فزا نیست مباد
  41. شمارهٔ ۴۱ ای شاه زمین دور زمان بی تو مباد
  42. شمارهٔ ۴۲ یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد
  43. شمارهٔ ۴۳ یارم چو کلاله بر گل و لاله نهاد
  44. شمارهٔ ۴۴ گر با دل و دیده هیچ کارم افتد
  45. شمارهٔ ۴۵ درویش ز دور تو توانگر گردد
  46. شمارهٔ ۴۶ هر شب که رخ سپهر گلشن گردد
  47. شمارهٔ ۴۷ ترسان نه از آنم که دلم خون گردد
  48. شمارهٔ ۴۸ شاها فلکی که روی از هر دارد
  49. شمارهٔ ۴۹ بگذار جهان که او همین خو دارد
  50. شمارهٔ ۵۰ نقد دلم از غمت عیاری دارد
  51. شمارهٔ ۵۱ هرگز به وفا ز تو گمان نتوان برد
  52. شمارهٔ ۵۲ حاشا که قبول خلقت از ره ببرد
  53. شمارهٔ ۵۳ خاکی بر من کزین سرای اندیشد
  54. شمارهٔ ۵۴ در راه تو دیده را زمین باید کرد
  55. شمارهٔ ۵۵ دل را بدمی شاد نمی یارم کرد
  56. شمارهٔ ۵۶ سلطان بهرام تا جهان می گیرد
  57. شمارهٔ ۵۷ ای آنکه به تو دیده ظاهر نرسد
  58. شمارهٔ ۵۸ خاک قدمت به تاج خورشید ارزد
  59. شمارهٔ ۵۹ دل خیمه میان سنبل و سوسن زد
  60. شمارهٔ ۶۰ شاها سوسن نمونه پروین شد

متن اشعار به نقل از گنجور.