فهرست اشعار
- شمارهٔ ٢۴١ بغربت ار چه سپهرم بدان صفت دارد
- شمارهٔ ٢۴٢ با خرد گفتم ای مدبر کار
- شمارهٔ ٢۴٣ باغبانی بنفشه می انبود
- شمارهٔ ٢۴۴ بر اوج فلک رایت سروری را
- شمارهٔ ٢۴۵ ببخش آنچه دستت بدان میرسد
- شمارهٔ ٢۴۶ برو ایدوست مپندار که اندر همه عمر
- شمارهٔ ٢۴٧ بشمس دولت و دین مفخر زمان و زمین
- شمارهٔ ٢۴٨ بوستان گل فضل و گل بستان هنر
- شمارهٔ ٢۴٩ پدر که مرقد او باد تا ابد پر نور
- شمارهٔ ٢۵٠ پنج روزیکه در کشاکش غم
- شمارهٔ ٢۵١ پیش ازین گر قدسیان با یکدیگر
- شمارهٔ ٢۵٢ پایم چو بسته نیست بجائی روم کزو
- شمارهٔ ٢۵٣ پنجروزی که حیاتست چنان باید زیست
- شمارهٔ ٢۵۴ بزر کزاده اگر چند کودکش بینی
- شمارهٔ ٢۵۵ تا شتابان بر فراز خاک خواهد بود باد
- شمارهٔ ٢۵۶ ترا فضل بر دیگران بیش از آن نیست
- شمارهٔ ٢۵٧ چون سفیهی ترا بیازارد
- شمارهٔ ٢۵٨ تا بود در سرت کلهداری
- شمارهٔ ٢۵٩ چو دولت خواهد آمد بنده ایرا
- شمارهٔ ٢۶٠ چه عادتست که انباء دهر هر قومی
- شمارهٔ ٢۶١ چند گوئی که دولت و دولت
- شمارهٔ ٢۶٢ چه گویم گردش گردون دون را
- شمارهٔ ٢۶٣ جمعی که شاعران جهانشان ستوده اند
- شمارهٔ ٢۶۴ جهان کشور دانش شه ممالک فضل
- شمارهٔ ٢۶۵ جلال دولت و دین یونس ایجهان کرم
- شمارهٔ ٢۶۶ جاهل از بهر که و هیزم و بهر علفست
- شمارهٔ ٢۶٧ حکیم ملت و دین را زمن پیام برید
- شمارهٔ ٢۶٨ حاسد بد سکال باری کیست
- شمارهٔ ٢۶٩ حبذا روزگار بیعقلان
- شمارهٔ ٢٧٠ چون جامه چرمین شمرم صحبت نادان
- شمارهٔ ٢٧١ خداوندا ز هر احسان که با ما
- شمارهٔ ٢٧٢ خدیو کشور را دی بهاء دولت و دین
- شمارهٔ ٢٧٣ خرد را دوش میگفتم بخلوت
- شمارهٔ ٢٧۴ خلق خدا که خدمت دادار میکنند
- شمارهٔ ٢٧۵ خیمه بوالعجبی زد فلک شعبده باز
- شمارهٔ ٢٧۶ خلعت شاه جهان بر شهریار شرق و غرب
- شمارهٔ ٢٧٧ دی یکی گفت که در مجلس دستور جهان
- شمارهٔ ٢٧٨ در باب من ز روی حسد یک دو نا شناس
- شمارهٔ ٢٧٩ دو دوست با هم اگر یکدلند در همه حال
- شمارهٔ ٢٨٠ دمی نمیگذرد کاین دل کباب مرا
- شمارهٔ ٢٨١ دامن مرد کاهلی چو گرفت
- شمارهٔ ٢٨٢ دشمنی دوسترویم افتادست
- شمارهٔ ٢٨٣ در قصه شنیده ام که ابلیس
- شمارهٔ ٢٨۴ دو سه روزی که زندگانی تست
- شمارهٔ ٢٨۵ در اینزمانه ندانم کسی ز اهل خرد
- شمارهٔ ٢٨۶ در اقبال و ادبار گردون دون
- شمارهٔ ٢٨٧ دوش در تنگنای عقل مرا
- شمارهٔ ٢٨٨ دلا بار گران بر گردن جان
- شمارهٔ ٢٨٩ در جهان کهن از عامه نو کیسه بسی است
- شمارهٔ ٢٩٠ در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
- شمارهٔ ٢٩١ در جهان هر جا که هست آزاده ئی
- شمارهٔ ٢٩٢ رای مخدوم که از عالم غیب آگاهست
- شمارهٔ ٢٩٣ روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسد
- شمارهٔ ٢٩۴ رزق مقسومست و وقت آن معین کرده اند
- شمارهٔ ٢٩۵ ز راه بیخردی گفت بوالفضولی دی
- شمارهٔ ٢٩۶ ز من بخدمت مخدوم من فتوح الله
- شمارهٔ ٢٩٧ زین پیشتر برین لب آب و کنار جوی
- شمارهٔ ٢٩٨ سالها خاطر مرا ز نشاط
- شمارهٔ ٢٩٩ سر اکابر عالم نظام ملت و دین
- شمارهٔ ٣٠٠ سفید بود مرا روی و خال و موی سیاه
متن اشعار به نقل از گنجور.