پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٧٨

در باب من ز روی حسد یک دو نا شناس

دمها زدند و کوره تزویر تافتند

بر کارگاه خبث طبیعت که هستشان

یکچند سال حلیت تلبیس بافتند

تا در شب ضلال بسعی کمان چرخ

موی غرض بناوک حیلت شکافتند

ظنشان چنان فتاد که غمها به من رسد

از بسکه بهر غمز بهر سو شتافتند

رغما لا نفهم همه نیکی بمن رسید

و ایشان جزای فعل بد خویش یافتند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢٨٠دمی نمیگذرد کاین دل کباب مرا
  2. شمارهٔ ٢٨١دامن مرد کاهلی چو گرفت
  3. شمارهٔ ٢٨٢دشمنی دوسترویم افتادست
  4. شمارهٔ ٢٨٣در قصه شنیده ام که ابلیس
  5. شمارهٔ ٢٨۴دو سه روزی که زندگانی تست
  6. شمارهٔ ٢٨۵در اینزمانه ندانم کسی ز اهل خرد
  7. شمارهٔ ٢٨۶در اقبال و ادبار گردون دون
  8. شمارهٔ ٢٨٧دوش در تنگنای عقل مرا
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.