پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٨٧

دوش در تنگنای عقل مرا

با خرد صحبت اتفاق افتاد

گفتم از راه لطف نوعی کن

تا شوم از غمان دهر آزاد

گفت یاری طلب که در عالم

شهر بند وفا کند بنیاد

در جهان هیچکس ندیدم کو

عاقبت دوستی بباد نداد

چون چنین است هر که در عالم

فرد گردد خداش خیر دهاد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢٨٩در جهان کهن از عامه نو کیسه بسی است
  2. شمارهٔ ٢٩٠در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
  3. شمارهٔ ٢٩١در جهان هر جا که هست آزاده ئی
  4. شمارهٔ ٢٩٢رای مخدوم که از عالم غیب آگاهست
  5. شمارهٔ ٢٩٣روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسد
  6. شمارهٔ ٢٩۴رزق مقسومست و وقت آن معین کرده اند
  7. شمارهٔ ٢٩۵ز راه بیخردی گفت بوالفضولی دی
  8. شمارهٔ ٢٩۶ز من بخدمت مخدوم من فتوح الله
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.