پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢۶٣

جمعی که شاعران جهانشان ستوده اند

کز قدر پای بر سر افلاک سوده اند

آئینه وار خاطر اصحاب فضل را

از زنگ غم بصیقل احسان زدوده اند

روزی ز مردمی بسر انگشت مکرمت

بندی ز کار خسته دلی بر گشوده اند

گوئی نبوده اند و گر نیز بوده اند

با فضل و باهنر ز جهانشان ربوده اند

یا جمله خادمان بده اند ار نه پس کجاست

فرزندشان اگر همه خادم نبوده اند

ممسک بنام نیک شده ضابط جهان

آری بخیل را لقبی در فزوده اند

هر یک بمال هم تک قارون ولی بجمع

در بیمروتی ید بیضا نموده اند

طامات شاعران مشنو کان گروه را

ایشان برای منفعت خود ستوده اند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢۶۵جلال دولت و دین یونس ایجهان کرم
  2. شمارهٔ ٢۶۶جاهل از بهر که و هیزم و بهر علفست
  3. شمارهٔ ٢۶٧حکیم ملت و دین را زمن پیام برید
  4. شمارهٔ ٢۶٨حاسد بد سکال باری کیست
  5. شمارهٔ ٢۶٩حبذا روزگار بیعقلان
  6. شمارهٔ ٢٧٠چون جامه چرمین شمرم صحبت نادان
  7. شمارهٔ ٢٧١خداوندا ز هر احسان که با ما
  8. شمارهٔ ٢٧٢خدیو کشور را دی بهاء دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.