پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢۶٧

حکیم ملت و دین را زمن پیام برید

که دوستان حق صحبت نگاه داشته اند

ز بی عنایتی تو شکایتی است مرا

که بر ضمیرم از آن فکرها گماشته اند

بمن رسید ز گفت رضی دین سخنی

که رایتش ز علو بر فلک فراشته اند

کنون بصورت تضمین ادا کنم سخنش

که عاقلان رقمش بر روان نگاشته اند

تو نیز کشته خود بدروی که در حق من

دروده اند بزرگان هر آنچه کاشته اند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢۶٩حبذا روزگار بیعقلان
  2. شمارهٔ ٢٧٠چون جامه چرمین شمرم صحبت نادان
  3. شمارهٔ ٢٧١خداوندا ز هر احسان که با ما
  4. شمارهٔ ٢٧٢خدیو کشور را دی بهاء دولت و دین
  5. شمارهٔ ٢٧٣خرد را دوش میگفتم بخلوت
  6. شمارهٔ ٢٧۴خلق خدا که خدمت دادار میکنند
  7. شمارهٔ ٢٧۵خیمه بوالعجبی زد فلک شعبده باز
  8. شمارهٔ ٢٧۶خلعت شاه جهان بر شهریار شرق و غرب
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.