پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢۶۴

جهان کشور دانش شه ممالک فضل

جمال دولت و دین صاحب کریم نژاد

توئی که منشی گردون بسان شاگردان

خطابت از ره تعظیم میکند استاد

چو کلکت از پی نظم جهان میان دربست

چه عقده بود که از کار مملکت نگشاد

بهیچ دور بجز ذات پر فضائل تو

نشان نداد کسی آدم فرشته نهاد

بپیش نفحه اخلاق روحپرور تو

بیان معجز عیسی بود سراسر باد

به بندگیت کسی کو چو نی میان بربست

بسان سرو شد از بند بندگی آزاد

کمینه بنده داعی جاهت ابن یمین

که هست مهر تو از بدو فطرتش همزاد

بحضرت تو فرستاد یک سفینه چنانک

ازو شود دل غمناک اهل دانش شاد

بدان امید که چون بگذرد برو نظرت

ز حال بنده درگاه خویشت آید یاد

چو بحر فضل توئی زان سفینه داد بتو

که کس سفینه بجز سوی بحر نفرستاد

همیشه تا اثر فضل در جهان باشد

بجز جناب تو مأوی اهل فضل مباد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢۶۶جاهل از بهر که و هیزم و بهر علفست
  2. شمارهٔ ٢۶٧حکیم ملت و دین را زمن پیام برید
  3. شمارهٔ ٢۶٨حاسد بد سکال باری کیست
  4. شمارهٔ ٢۶٩حبذا روزگار بیعقلان
  5. شمارهٔ ٢٧٠چون جامه چرمین شمرم صحبت نادان
  6. شمارهٔ ٢٧١خداوندا ز هر احسان که با ما
  7. شمارهٔ ٢٧٢خدیو کشور را دی بهاء دولت و دین
  8. شمارهٔ ٢٧٣خرد را دوش میگفتم بخلوت
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.