پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢۴٢

با خرد گفتم ای مدبر کار

که بدانش چو تو نشان ندهند

چیست حکمت که از خزانه غیب

برگ کاهی به راستان ندهند

بخسیسان دهند نعمت و ناز

اهل دلرا بجان امان ندهند

آنچه با جاهلان سفله دهند

با بزرگان نکته دان ندهند

گنج و دولت دهند نادانرا

با هنر پیشه نیم نان ندهند

سفله بر صدر و اهل دانش را

بغلط ره بر آستان ندهند

گجروان را دهند خرمن ها

قوت یکشب به نیکوان ندهند

مگسان را دهند شکر و قند

با همایان جز استخوان ندهند

عقل گفت اینحدیث نشنیدی

هر که را این دهند آن ندهند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢۴۴بر اوج فلک رایت سروری را
  2. شمارهٔ ٢۴۵ببخش آنچه دستت بدان میرسد
  3. شمارهٔ ٢۴۶برو ایدوست مپندار که اندر همه عمر
  4. شمارهٔ ٢۴٧بشمس دولت و دین مفخر زمان و زمین
  5. شمارهٔ ٢۴٨بوستان گل فضل و گل بستان هنر
  6. شمارهٔ ٢۴٩پدر که مرقد او باد تا ابد پر نور
  7. شمارهٔ ٢۵٠پنج روزیکه در کشاکش غم
  8. شمارهٔ ٢۵١پیش ازین گر قدسیان با یکدیگر
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.