پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢۴٩

پدر که مرقد او باد تا ابد پر نور

خیال خود شب دوشین مرا بخواب نمود

چو دید زاتش محنت کباب گشته دلم

نهاد روی سوی من بصد شتاب چو دود

ز راه شفقت و از روی مرحمت در حال

ز درج گوهر شهوار قفل لعل کشود

سؤال کرد که ابن یمین چه عیبت بود

که روی بخت ترا ناخن زمانه شخود

جواب دادم و گفتم که جز هنر عیبی

اگر چه قافیه ذالست نیست در محمود

ولیکن این فلک بیهنر بدین عیبم

ز دل قرار ببرد وز دیده خواب ربود

خرد بطعنه همیگویدم که خوش میباش

اگر بکاست ز شادیت در غمت بفزود

شکایتی که مرا بود از فلک گفتم

شنود یکسر و نیکو نصیحتی فرمود

چه گفت گفت ز مهر سپهر دل بردار

که هست اطلس نیلی چرخ جامه کبود

مباش رنجه ز بهر جهان که سکه شناس

نداد نقد روا را بقلب روی اندود

مدار امید ز اهل زمانه از که و مه

و گر ز راه شرف فرق فرقدین فرسود

ندیده‌ای که چه گفته‌ست شاعری که دمش

غبار زنک ز آئینه روان بزدود

هزار سال تنعم کنی بدان نرسد

که یکزمان بمراد کسیت باید بود

تو نیک باش بهر حال از بدان مندیش

که تخم نیک هر آنکس که کشت بد ندرود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢۵١پیش ازین گر قدسیان با یکدیگر
  2. شمارهٔ ٢۵٢پایم چو بسته نیست بجائی روم کزو
  3. شمارهٔ ٢۵٣پنجروزی که حیاتست چنان باید زیست
  4. شمارهٔ ٢۵۴بزر کزاده اگر چند کودکش بینی
  5. شمارهٔ ٢۵۵تا شتابان بر فراز خاک خواهد بود باد
  6. شمارهٔ ٢۵۶ترا فضل بر دیگران بیش از آن نیست
  7. شمارهٔ ٢۵٧چون سفیهی ترا بیازارد
  8. شمارهٔ ٢۵٨تا بود در سرت کلهداری
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.