فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۱ دور از آن در چند در هر دشت و در گرداندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۲ سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۳ شباب رفت و من از یأس مبتلا ماندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ ندارم رشتهٔ دیگر که آیین طلب بندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۵ به یاد نرگس او هر طرف احرام میبندم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۶ چو بویگل به نظرها نقاب نگشودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ زان ناله که شب بی رخت افراخته بودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ به باغی که چون صبح خندیده بودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۹ شبی کز خیال تو گل چیده بودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ گاه خرد جوهرم، گاه جنون خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۴ گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ از قاصد دلبر خبر دل طلبیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۶ درین گلشن نه بویی دیدم و نی رنگ فهمیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت میکشیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ به سودای هوس عمری درین بازارگردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ به صد وحشت رفیق آه بی تاثیر گردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ ز خودداری چو موج گوهر آخر سنگ گردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۲ تا درتن باغگل افشان نموگردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۳ شب که آیینهٔ آن آینهرو گردیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۴ هزار آینه با خود دچار کردم و دیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۵ خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ بسکه چون طاووس، پیچیدهست مستی در سرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۷ بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ سرمه شد آخر به خواب بیخودیها پیکرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۹ شعلهٔ بیطاقتی افسرده در خاکسترم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ گر از سایه یک نقش پا برترم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ محو دلم مپرس ز تحقیق عنصرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۲ همچو آیینه تحیر سفرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ بر خموشی زدهام فکر خروشی دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ به زور شعلهٔ آواز حسرت گرم رفتارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۷ به هوس چون پر طاووس چمنها دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ بیکس شهیدم خون هم ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ حبابوارکه کرد اینقدرگرفتارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۳ زخمی به دل از دست نگارین تو دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ فسرده در غبار دهر چون آیینه زنگارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۵ ازین صحرای بیحاصل دگر با خود چه بردارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۶ خیال آن مژه عمریست در نظر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ ز سور و ماتم این انجمنهاکی خبر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۸ فغان گل میکند هرگه به وحشت گام بردارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۹ عروج همتی در کار دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ سرشک بیخودم عیش می ناب دگر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۱ چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ میپرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ به حسرت غنچهام یعنی به دلتنگی وطن دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ به رنگ شمع ممکن نیست سوز دل نهان دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ در آن محفل کهام من تا بگویم این و آن دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۰ عمریست ز اسباب غنا هیچ ندارم
متن اشعار به نقل از گنجور.