پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۳

همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم

بسکه دامن چیدم از خود زیر پا آمد سرم

ناامیدی‌های مطلب پُر نزاکت‌نشئه بود

از شکست آبرو لبریزِ دل شد ساغرم

هر بن موی مرا با آه حسرت چشمکی است

سرمه‌ها دارد ز دود خویش چشمِ مجمرم

در غبار نیستی هم آتشم افسرده نیست

داغ چون اخگر نمک‌سود است از خاکسترم

می‌گشایم سر به مُهر اشک طومار نگاه

نیست بیرون‌ِ گره یک رشته موج‌ گوهرم

همچو آن‌ کلکی‌ که فرساید به‌ تحریر نیاز

نگذرم از سجده‌ات چندانکه از خود بگذرم

صفحهٔ آیینه محتاج حک و اصلاح نیست

بسکه بی‌نقش است شستن شسته‌ام از دفترم

عالم یکتایی از وضع تصنع برتر است

من تو گردم یا تو من اینها نیاید باورم

دعوی دل دارم و دل نیست در ضبط نفس

عمر ها شد ناخدای کشتی بی‌لنگرم

مرگ هم در زندگی آسان نمی‌آید به دست

تا ز هستی جان برم عمری است زحمت می‌برم

مستی طاووس من تا صدقدح مخمور ماند

ظلمت من برنمی‌دارد چراغانِ پَرَم

بی‌کسی بیدل چه دارد غیر تدبیر جنون

طرْفِ دامانی نمی‌یابم گریبان می‌دَرَم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵بر خموشی زده‌ام فکر خروشی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶به زور شعلهٔ آواز حسرت‌ گرم رفتارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۷به هوس چون پر طاووس چمنها دارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۸بیکس شهیدم خون هم ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۹جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۴۰حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴۱دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.