پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۸

بیکس شهیدم خون هم ندارم

دیگر که ریزد گل بر مزارم

حسرت‌کش مرگ مردم به پیری

بی آتشی سوخت در پنبه‌زارم

سنگی‌ که زد یأس بر شیشهٔ من

رطل‌ گران بود بهر خمارم

افسون اقبال خوابی گران داشت

بخت سیه ‌کرد شب زنده دارم

بی ‌مطلبی نیست‌ تشویش هستی

چون دوش مزدور ممنون بارم

باید به خون خفت تا خاک‌ گشتن

عمریست با خویش افتاده کارم

تمثال تحقیق دارد تأمل

آیینه خشکست دل می‌فشارم

ای ‌کلک نقاش مژگان به خون زن

از من کشیدند تصویر یارم

صحرانشین‌اند آواره‌گردان

بی دامنی نیست سعی غبارم

رنگی نبستم از خودشناسی

آیینه عنقاست یا من ندارم

سر می‌کشد از من وهم هستی

خاری ندارم کز پا برآرم

بیدل ندانم در کشت الفت

جز دل چه ‌کارم تا بر ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴۰حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۱دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴۳زخمی به دل از دست نگارین تو دارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۴۴فسرده در غبار دهر چون آیینه زنگارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۴۵ازین صحرای بی‌حاصل دگر با خود چه بردارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴۶خیال آن مژه عمریست در نظر دارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ز سور و ماتم این انجمنهاکی خبر دارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.