پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۶

خیال آن مژه عمریست در نظر دارم

درین چمن قلم نرگسی به سر دارم

نیاز من همه ناز، احتیاجم استغنا

گل بهار توام رنگ از که بردارم

وصال اگر ثمر دیده‌ها‌ی بی‌خوابست

من این امید ز آیینه بیشتر دارم

دل و دماغ تماشای فرصتم‌ کم نیست

هزار آینه در چشمک شرر دارم

به یاد نرگس مستش‌گرفته‌ام قدحی

دگر مپرس ز من عالمی دگر دارم

خمار عیش ندارد مقیم دیر وفا

دلی گداخته‌ام شیشه در نظر دارم

حضور دولت بی‌اعتباریم چه کم است

گره ندارم اگر رشته بی‌گهر دارم

غم فضولی وحشت‌ کجا برم یارب

که شش جهت چو نگه یک قدم سفر دارم

جنون شکست به بیکار‌ی‌ام ز عریانی

به دست جای گریبان همین کمر دارم

کسی به فهم‌ کمالم دگر چه پردازد

ز فرق تا به قدم عیبم این هنر دارم

دلیر عرصهٔ لافم ز انفعال مپرس

همین قدرکه نفس خون کنم جگر دارم

کجاست مشتری لفظ و معنی‌ام بیدل

پری متاعم و دکان شیشه‌گر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴۸فغان‌ گل می‌کند هرگه به ‌وحشت‌ گام بردارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۹عروج همتی در کار دارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۰سرشک بیخودم عیش می ناب دگر دارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۱چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۵می‌پرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.