پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۴

درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم

ز فیض دل تپیدنها خروشی بی‌نفس دارم

چو مژگان بسمل پروازم و از سستی طالع

همین بر پرفشانیهای خشکی دسترس دارم

به صاف جام الفت‌ کز طریق‌ کینه‌‌جوییها

غبار دوست باشم گر غبار هیچکس دارم

شدم خاک و به توفان رفت اجزای غبار من

هنوز از سعی الفت طرف دامانی هوس دارم

هوای بیش نتوان یافت دام عندلیب من

به هر جا پر زنم از بوی گل چوب قفس دارم

گر از تار نگاهم ناله برخیزد عجب نبود

به چشم خود گره‌ گردیده اشکی چون جرس دارم

نفس جز تاب و تب‌ کاری ندارد مفت ناکامی

دماغ سوختن‌ گرم‌ست تا این مشت خس دارم

چو صبح‌ از ننگ هستی در عدم هم بر نمی‌آیم

غبارم تا هوایی در نظر دارد نفس دارم

همان منصور عشقم گر هوس فرسوده‌ام بیدل

به عنقا می‌رسد پروازم و بال مگس دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵۶به حسرت غنچه‌ام یعنی به دلتنگی وطن دارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵۷مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۸به رنگ شمع ممکن نیست سوز دل نهان دارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۹در آن محفل‌ که‌ام من تا بگویم این و آن دارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۰عمری‌ست ز اسباب غنا هیچ ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۱می‌ام به‌ ساغر اگر خشک شد خمار ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶۲عبرت انجمن جایی‌ست مأمنی که من دارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۶۳مپرسید از معاش خنده عنوانی‌ که من دارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.