پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۰

عمری‌ست ز اسباب غنا هیچ ندارم

چون دست تهی غیر دعا هیچ‌ ندارم

تحریک لبی بود اثر مایهٔ ایجاد

معذورم اگر جز من و ما هیچ ندارم

تشویق خیالات وجود و عدمم نیست

چون رمز دهانت همه جا هیچ ندارم

یا رب چقدر گرم‌ کنم مجلس تصویر

سازم همه ‌کوک است و صدا هیچ ندارم

چون شمع اگر شش جهتم پی سپر افتد

غیر از سر خود در ته پا هیچ ندارم

وامانده یأسم که از این انجمن آخر

برخاستنی هست و عصا هیچ ندارم

مغرور هوس می‌زیم از هستی موهوم

فریاد که من شرم و حیا هیچ ندارم

همکسوت اسباب حبابم چه توان‌ کرد

گر باز کنم بند قبا هیچ ندارم

شخص عدم از زحمت تمثال مبراست

آیینه‌! تو هیچم منما هیچ ندارم

بیدل اگر آفاق بود زیر نگینم

جز نام خدا نام خدا هیچ ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۲عبرت انجمن جایی‌ست مأمنی که من دارم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۳مپرسید از معاش خنده عنوانی‌ که من دارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۴ببین به ساز و مپرس از ترانه‌ای‌ که ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵چو سایه خاک به سر داغم از غمی‌ که ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۶به هستی از اثر اعتبار مایه ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷خاموشم و بیتابی فریاد تو دارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶۸شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد می‌نگارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.