پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۲

همچو آیینه تحیر سفرم

صاحب خانه‌ام و در به درم

از بهار و چمنم هیچ مپرس

به خیال تو که من بیخبرم

یاد چشم تو جنونها دارد

هرکجایم به جهان دگرم

شعله‌ام تا نشود خاکستر

آرمیدن نکشد زیر پرم

زبن جنونزار هوس آبله وار

چشم پوشیده‌ام و می‌گذرم

این چمن عبرت‌ گلچینی داشت

چید دامن ز تبسم سحرم

احتیاجم در اظهار نزد

خشکی لب نپسندید ترم

فقرم از ننگ هوسها دور است

بیضه نشکست‌کلاهی به سرم

شور بیکاری‌ام آفاق گرفت

بهله زد دست تهی بر کمرم

دل ز تشویش جسد می‌بالد

صدف آبله دارد گهرم

جنس آتشکده بیداغی نیست

مفت آهی‌که ندارد جگرم

ره نبردم به در از کوچهٔ دل

تک و پوی نفس شیشه‌گرم

انفعال آینه‌پرداز من است

عرقی می‌کنم و می‌نگرم

من نه زان گمشدگانم بیدل

که رسد باد به‌ گرد اثرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵بر خموشی زده‌ام فکر خروشی دارم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶به زور شعلهٔ آواز حسرت‌ گرم رفتارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۷به هوس چون پر طاووس چمنها دارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۸بیکس شهیدم خون هم ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۹جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴۰حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴۱دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.