پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۱

محو دلم مپرس ز تحقیق عنصرم

آیینه خنده است دماغ تحیرم

آن ناله‌ام‌ که با همه پرواز نارسا

تا دل توان رسید ز نقب تاثرم

پستی درین محیط‌ گهر کرد قطره را

کسب فروتنی است عروج تفاخرم

دانش ز پیکرم عرق انفعال ریخت

گل کرد از گداز خجالت تحیرم

زین‌گلشنم چه برگ نشاط و چه ساز عیش

خون می‌شود چو گل دم آبی‌ که می‌خورم

جرات به ناتوانی من ناز می‌کند

رنگی شکسته‌ام چقدرها بهادرم

گرد هزار جاده به منزل شکسته است

چون موج‌ گوهر آبله پای تحیرم

شمع خموشم از سر زانوی من مپرس

آیینه زنگ بست به جیب تفکرم

درد دلم‌، گداز غمم‌، داغ حیرتم

فریاد از خیالم و آه از تصورم

نقدی دگر نمی‌شمرد کیسهٔ حباب

بیدل من از تهی شدن خویشتن پرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵بر خموشی زده‌ام فکر خروشی دارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶به زور شعلهٔ آواز حسرت‌ گرم رفتارم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۷به هوس چون پر طاووس چمنها دارم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۸بیکس شهیدم خون هم ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۹جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴۰حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.