پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱۴

گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم

زلف نی‌ام از چه رو دام جنون خودم

شعلهٔ یاقوت من در غم پرواز سوخت

رنگی اگر بشکنم بال شگون خودم

با نگه آشنا انجمن الفتم

از دل وحشت غبار دشت جنون خودم

سعی نمود بهار سیر خزان بود و بس

ذوق شکستن چو رنگ ریخت برون خودم

عشرتم ازباغ دهرطرف به رنگی نبست

همچو گل از بی‌کسی دست به خون خودم

هستی موهوم نیست غیر طلسم فریب

تا نفس آیینه است محو فسون خودم

کیست برد از کفم دامن افتادگی

سایه‌ام و عاشق بخت نگون خودم

قطرهٔ این بحر را ظاهر و باطن یکی است

هم ز برون دیدنی‌ست آنچه درون خودم

بیدل ازبن طبع سست وحشی اندیشه را

رام سخن‌ کرده‌ام صید فنون خودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱۶درین‌ گلشن نه بویی دیدم و نی‌ رنگ فهمیدم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱۷سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت می‌کشیدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۱۸سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱۹به سودای هوس عمری درین بازارگردیدم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲۰به صد وحشت رفیق آه بی تاثیر گردیدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ز خودداری چو موج گوهر آخر سنگ گردیدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲۲تا درتن باغ‌گل افشان نموگردیدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲۳شب که آیینهٔ آن آینه‌رو گردیدم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.