پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۱

ز خودداری چو موج گوهر آخر سنگ گردیدم

فراهم آمدم چندانکه بر خود تنگ گردیدم

خموشی هم به ساز شرم مطلب برنمی‌آید

نوا بر سرمه بستم بسکه بی‌آهنگ گردیدم

به غفلت وانمودم جوهر اسرار امکان را

جهان آیینه پیدا کرد تا من رنگ گردیدم

به عرض قابلیت‌ گفتم اقبالی‌کنم حاصل

سزاوار فشار دیده‌های تنگ گردیدم

فراهم کردن اضداد ربط عافیت دارد

جهان بر صلح زد تا دستگاه جنگ‌گردیدم

ندانم از که خواهد یأس داد ناشناسایی

که من از خانه دور از خود به صد فرسنگ گردیدم

به هر بی‌دست‌وپایی سعی همت‌ کارها دارد

بنای هر که از خود رفت من چون رنگ گردیدم

به قید لفظ بودم عمرها بیگانهٔ معنی

کم میناگرفتم با پری همسنگ‌گردیدم

به پیری هم وفایی ناله نپسندید سازم را

نی این بزم بودم تا خمیدم چنگ گردیدم

به هر واماندگی ممنون چندین طاقتم بیدل

که چون پرگار گرد خود به پای لنگ گردیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۳شب که آیینهٔ آن آینه‌رو گردیدم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۴هزار آینه با خود دچار کردم و دیدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۵خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۲۶بسکه چون طاوو‌س‌، پیچیده‌ست مستی در سرم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲۷بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲۸سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰گر از سایه یک نقش پا برترم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.